یعقوب نماینده

معاون بودجه و تشکیلات و دبیر و مسئول اجرایی کارگروه کاهش تصدی های دولت در سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور ، فوق لیسانس مدیریت منابع انسانی

 E-mail: roseshaian@yahoo.com

 معمولا موضوع اشتغال و بیکاری می بایست از دو منظر عرضه و تقاضای نیروی کار مورد بررسی و ملاحظه قرار می گیرد. امروزه افزایش روزافزون نیروی کار که ناشی از رسیدن انبوه موالید دهه نخست انقلاب به سنین فعالیت و اشتغال، تمایل زنان به ویژه دانش آموخته آموزش عالی به مشارکت در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی و تامین معیشت خانواده به طور توامان با مردان، نامتناسب بودن رشته های آموزش دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی با نیاز بازار کار موجب بروز مشکلاتی در اشتغال و بروز نرخ بیکاری بالا شده است.

گرچه عوامل مذکور در برهه ای زمان موجب افزایش میزان بیکاری در کشور شده است اما عوامل دیگری در این موضوع دخالت دارند که مهمترین علل آنرا  می توان ناشی از سه عامل 1 – عدم شناخت درست از ویژگی های روانشناختی افراد؛ 2- ناآگاهی از ویژگی های مشاغل و 3 – ناآگاهی از رشته ها و حرفه های آموزشی و تحصیلی عنوان نمود.

هدایت مناسب دانش آموزان و دانشجویان به ادامه تحصیل در رشته ها و حرفه های که با علاقمندی ها، توانایی ها و قابلیت های آنها متناسب باشد و همچنین عدم شناخت از مشاغل و رشته های تحصیلی باعث شده است که جوانان به صرف ایجاد رشته دانشگاهی و فقط جهت کسب مدارک به تحصیل بپردازند و این موجب حضور فارغ التحصیلان رشته های غیرمورد نیاز بازار کار از یک طرف و فقدان نیروی کار ماهر و متخصص مورد نیاز صنایع و صنوف در بین بیکاران را به دنبال داشته باشد.

پس مهمترین عوامل عرضه نیروی کار متناسب، توجه به استعدادها، قابلیت ها و مهارت های افراد، شناسایی مشاغل به همراه معرفی رشته های تحصیلی برای جوانان می باشد تا آنان بر اساس علاقمندی، شناخت از شغل ها و بلاخره آشنایی کامل با رشته ها و حرفه های آموزشی انتخاب رشته نموده و آینده شغلی خور را رقم بزنند.

امروز پیش بینی در مورد نیازهای آینده بازار کار موثر نبوده است و اکثر رشته های دانشگاهی حتی فنی مبتنی بر دروس نظری بوده و وقتی فارغ التحصیلان مشغول به کار می شوند علاوه بر نارضایتی از شغل خود ، رضایت کارفرمایان را جلب نمی کنند.

لذا حرکت منسجمی که برنامه ریزی شغلی و آتی کودکان و نوجوانان متناسب با ساختار اقتصادی کشور باشد انجام نشده و این موضوع موجب می شود که آینده شغلی و تحصیلی آنان صرفا بر اساس امکانات و رشته های پیرامون شان شکل بگیرد. یعنی نظام آموزشی کشورمان امکان کشف استعدادها و هدایت آنان از سنین خردسالی در راستای توانایی ها و استعدادهای آنان که نهایتا تولید منابع انسانی خلاق، مبتکر و کارآفرین را ندارد. این مشکلات در کنار عقب ماندگی اقتصادی و ضعف بنگاه ها در تولید با کیفیت باعث بروز وضعیت نه چندان مطلوب فعلی شود.