بررسی وضعیت آموزش ها در قیاس با آموزش های مهارتی

نتايج بررسي ها نشان مي دهد كه گروه هاي بسياري از دانش آموختگان سطوح عالي از مهارت و كارآئي لازم براي جذب در بازار كار برخوردار نيستند و در مواردي حتي اگر سرمايه لازم در دسترس آنها گذاشته شود، قادر به كار آفريني و حتي خود اشتغالي نخواهند بود زيرا در اغلب موارد آموزش هاي آنها،  ارتباط زيادي با نيازهاي مهارتي بازاركار ندارد.

نكته اساسي و جالب اينكه بخش عمده بیکاران را دانش آموختگان آموزش عالي تشکیل می دهند و به الطبع جوان و دارای توانمندی کار می باشند. جالبتر اینکه بيش از 85 درصد دانش آموختگان در كانون هاي شهري بويژه در چند شهر بزرگ كشور متمركزند و همچنين كيفيت تحصيلات آنان با نيازهاي شغلي تطابق چنداني ندارد در اكثر رشته هاي دانشگاهي دروس به صورت تئوري تدريس مي شود و محفوظات دانشگاهي در اغلب موارد كمكی به دانش آموخته در ورود به بازاركار نمي کند. اگرچه بیشترین بودجه آموزشی صرف تحصیلات آنان شده است و مهمتر از همه بهترین زمان عمر آنان برای طی دوره تحصیلی اختصاص یافته است.  آنها در شمول سرمايه انساني و عناصر كليدي و راهبردي فرآيند توسعه اند و تحرك و پويايي اقتصاد و رشد بهره وري عوامل توليد بيش از سایر طيف هاي منابع انساني در گرو مشاركت آنان در فعاليتهاي اقتصادي است.

از معایب مهم دوره های آموزش عالی اینکه، در طول تحصیل دانش آموخته گان عالی بر اساس آموزه های خود متوقع مشاغل دفتری، مدیریتی و سرپرستی است. بنابراین برای ورود به بازار کار تن به هر کار و یا کارآفرینی نمی دهند و انتظار آنها استخدام در شرکت های بزرگ و ادارات دولتی و کارهای دفتری است.

 بيشتر فارغ التحصيلان بيكار را متاسفانه فارغ التحصيلان گروه علوم انساني تشكيل مي دهند واين گروه از دانش آموختگان بيش از ساير گروهها به خانواده هاي كم درآمد و اقشار پائين اقتصادي و اجتماعي تعلق دارند لذا بيكاري اين گروه ها موجب   شكاف بيشتر توزيع درآمد را نيز فراهم خواهد كرد . دگرگوني هاي بازار كار بويژه در صنايع نيز نشان ميدهد نه تنها فارغ التحصيلان جديد بلكه افراد شاغل نيز به دليل تغييرات فن آوري با خطر از دست دادن شغل روبرو هستند و خلاصه آن كه در اقتصاد دانائي محور ، بازار كار تابعي از بازار خدمات آموزشي ، مهارتي و ياد گيري است .

علاوه بر اين، تفاوت و عدم تطابق ساختار نظام آموزشي كلاسيك و ساختار اقتصادي كشور ، در بيكاري فارغ التحصيلان بسيار موثر و مهم است و با عنايت به اينكه براساس چشم انداز جمهوري اسلامي ايران در افق 1404 ايران كشوري توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي ،‌علمي و فنآوري در سطح منطقه و اشتغال كامل ترسيم شده است ، لذا براي تحقق چشم انداز جزء الزامات بايد مدرك جاي خود را به مهارت ، ايستايي و تبعيت مطلق در ‌آموزش كلاسيك جاي خود را به نوآوري و خلاقيت ، كارگزاري جاي خود را به كارآفريني و در نهايت روش هاي سنتي توليد جاي خود را به نوگرائي واتكا به روش هاي مدرن توليد بدهد.

در این میان آموزش های فنی و حرفه ای که مبتنی بر تخصص و با تکیه بر آموزش های عملی و تمرین و ممارست پیگیر می باشد، علاج کار و گره گشای نظام آموزش کشور ما می تواند باشد. این آموزش ها که سعی در ارائه مهارت خاص به کارآموزان دارد در محیطی مشابه فضای واقعی فعالیت کسب و کار انجام می شود و فراگیران را برای ورود به بازار کار بر اساس نیاز و مهارت صنعت و تخصص مربوطه آماده می سازد. اینان در زمان تربیت و مهارت آموزی دیگر انتظار اشتغال در کارهای دفتری و سرپرستی و یا ضرورت جذب در صنایع بزرگ را ندارند و از همان ابتدای ورود به این آموزش ها با هدف ایجاد شغل و یا دست و پا کردن فرصت شغلی در بازار کار می باشند. البته اگرچه این نوع آموزش ها خود در پیدا کردن نیاز بازار کار دچار چالش هایی هستند اما با تربیت و ایجاد مهارت و تخصص در افراد حس اعتماد به نفس و مفید بودن را در آنان بیدار نموده و بر اساس همین پندار این آموزش ها مفید ترین کار برای افراد بذهکار دربند که به علت فقدان کار و نیز تخصص به جرم و بذهکاری گرایش پیدا نموده اند می باشد.

البته آموزش های فنی و حرفه ای آموزش گمنامی برای افراد جامعه ما نیست اگرچه خیلی از آحاد جامعه با ظرفیت ها، امکانات، دسترسی و نحوه برخورداری با این آموزش ها را نمی دانند اما با توجه به سابقه 50 ساله این آموزش ها در جامعه مان بخصوص در دو دهه اخیر موجب شده است که گرایش های خاصی به طرف این نوع آموزش ها در فضای کشورمان بوجود آید به نوعی که درصد قابل توجهی از کارآموزان دوره های کوتاه مدت فنی و حرفه ای را  فارغ التحصیلان دانشگاهی تشکیل داده است. چون انان به این نتیجه رسیده اند که برای یافتن شغل و کسب درآمد تنها مدارک دانشگاهی کافی نیست و بایستی مهارتی را کسب نمایند و از آنجا که دوره های مهارت آموزی فنی و حرفه ای نیز عمدتا در قیاس با تحصیلات رسمی کوتاه مدت می باشند بنابراین گرایش به کسب این نوع آموزش ها بیشتر شده است.

با تمام آنچه گفته شد، مجموع آموزش های فنی و حرفه ای که در کشور توسط دستگاه های مختلف عرضه می شود ضمن مطلوب بودن به جهت ساماندهی و ایجاد هماهنگی به شدت نیاز به مدیریت و انسجام دارند. پراکندگی این آموزش ها بسیار بالاست و این موضوع موجب هرز رفتن منابع و امکانات می شود.

هم اكنون آموزشهاي مهارتي (‌فني و حرفه اي ) در ايران به سه صورت در حال اجراست

 1- آموزشهاي دانش محور كه توسط آموزش و پرورش وآموزش عالي در قالب هنرستان های فنی و حرفه ای ، دبیرستان های کاردانش، مراکز آموزش عالی علمی-کاربردی و دانشگاه ها و دانشکده های فنی ارائه مي شود كه در قبال این آموزش ها مدرك تحصيلي به افراد اعطاء می شود و ارزش استخدامي و ادامه تحصيل تا سطوح بالاي علمي را نیز دارد ، بخش قابل توجهی از آموزش های فنی و حرفه ای به این نوع آموزش ها شامل مي شود .

2- آموزشهاي فني و حرفه اي مهارت محور كه در یک نگاه توسط و نظارت سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور انجام و هدايت مي گردد و در جستجوهای بعدی بیش از دهها دستگاه اجرایی، سازمان، نهاد و ارگان دولتی و غیردولتی آموزش داده می شود.

3- آموزشهاي فني و حرفه اي سازمان نايافته كه به صورت استاد شاگردي و پراكنده در حوزه هاي وسيع شغلي در صنعت و صنف در جريان است و به آموزش های فنی و حرفه ای بنگاه محور مشهور می باشند.

 اين آموزشهاي سه گانه فني و حرفه اي بصورت جزاير جداگانه اي فعالیت مي کنند و در حال حاضر هيچ نظام ملي براي ارتباط و ارزشيابي مدارك دانش – بنياد با گواهينامه حرفه اي و صلاحيت تخصصي بدون مدرك و گواهينامه دركشور وجود ندارد و به عبارت بهتر نظام صلاحيت حرفه اي ملي كه در اغلب كشورهاي پيشرو و نيز در  كشورهاي اروپائي مبناي ارتقاء كيفيت اين آموزش هاست .، هنوز داراي چارچوب ملي و تصويب شده نيست. لذا با توجه به تنوع اين آموزشها نيز لزوم ساماندهي كيفي محتوايي و اجرائي و مهارت حرفه اي امروز وجود يك نظام صلاحيت ملي حرفه اي در رسیدن به اهداف برنامه های 5 ساله توسعه ای  ضرورتي اجتناب ناپذير است .

تهیه و تنظیم : یعقوب نماینده