امروز هفته کارگر آغاز می‌شود. جامعه‌ای که در دوران تلاش برای خروج از رکود اقتصادی قرار دارد و به دلیل چند سال بحران اقتصادی با مسائل کارگری مواجه شده است. بنابراین مناسب است به شرایطی بیندیشد که کارگران بخش مهمی از راه‌حل هستند و نه بخشی از مسأله. سؤال بزرگ این است که چگونه می‌توان مسیری را پیمود که در نهایت مسائل کارگری بهبود یابند و کارگران به عناصر اقتدار و امنیت ملی تبدیل شوند؟ درک من این است که مسأله اصلی کارگران دو چیز است: عدالت و امنیت. کارگران خواستار شرایط معیشتی عادلانه‌اند و مایل‌اند این عدالت پایدار باشد و بتوانند در سایه آن امن زندگی کنند و بدین ترتیب کرامت ایشان حفظ و صیانت شود. لذا سؤال پیشین را می‌توان به این ترتیب طرح کرد: چگونه می‌توان عدالت و امنیت پایدار برای زندگی کارگران فراهم ساخت؟ پاسخ به این سؤال در قالب دو گفتمان امکان‌پذیر است. گفتمان اول را «عدالت تولیدمحور» و دومی را «عدالت توزیع‌محور» می‌خوانم. هر دو گفتمان، کرامت و امنیت کارگر را در گرو تحقق عدالت می‌دانند، لیکن هر یک ملزومات، مدعیات و اقدامات متفاوتی را مطالبه می‌کنند.

«عدالت تولیدمحور» بر چند اصل مهم بنا می‌شود: 1- افزایش جمعیت و ارتقای سطح و کیفیت زندگی جامعه مدرن، خلق ثروت بیشتر برای پاسخ‌گویی به نیازمندی‌ها را ناگزیر می‌سازد. 2- اقتصاد مدرن، افزایش بهره‌وری و نه بهره‌کشی بیشتر از منابع طبیعی سرزمین را عامل مهم خلق ثروت ساخته است. 3- تأمین یک شغل مناسب برای هر فرد، بهترین راه برای مقابله با فقر و بی‌عدالتی است. 4- بازتوزیع مؤثر و عادلانه در شرایط وجود سطح مناسبی از تولید و رفع کمیابی امکان‌پذیر است. 5- تولید مؤثر و بهره‌ور در شرایط حکمرانی خوب و ارتقای کیفیت سیاستگذاری، اجرا و ارزیابی امکان‌پذیر است. این رویکرد بر فراهم کردن شرایط مشارکت اقتصادی عادلانه مردم در زندگی اقتصادی بنا شده و تحقق چنین مشارکتی نیازمند بنا نهادن رویه‌هایی است که تضمین‌کننده چنین مشارکتی باشند.