انا لله و انا الیه راجعون

دم دمای پایان  ۱۴ فروردین ۱۳۹۰ را در حالی گذراندم که صبح دم فردای آن مادرم نبود که سیمای مهربانش را زیارت کنم و امید و نفسی تازه یابم. مادری که ۴۲ سال تمام با حال و هوایش خوش بودم و بر خود می بالیدم مادرم هست و هروقت خواستم سر بر زانویش می گذارم و از دلتنگی ها برایش بگریم. اما ظاهرا مشیت الهی بر این قرار گرفت تا والده عزیزم  از پیش ما به دیار باقی بشتابد و من تنهایی را با بی مادری تجربه کنم. اما فکر می کنم که هیچگاه فراموشم نمی شود و این غم سنگین جانگاه دلم را تا آخر عمر بیازارد. روح اش شاد.

   بر خود لازم می دانم تا از کلیه سروران ارجمند، دوستان عزیز و آشنایان گرامی  که بذل محبت فرموده  با حضور خود در مراسم، درج اطلاعیه ، ارسال پیام تسلیت ، ارسال تاج گل ، تماس تلفنی و ... در مراسم ترحیم والده عزیزم، ما را مورد عنایت و لطف بیکران خود قرار داده و موجبات شادی روح عزیز از دست رفته و تسلی خاطر بازماندگان را فراهم نمودند، صمیمانه قدردانی و تشکر نمایم.

از خداوند بزرگ و متعال سلامت، سعادت و شادکامی را برای تک تک  همکاران عزیز و خانواده محترمشان خواستارم و امیدوارم در شادی هایتان، محبت های شما بزرگواران را پاسخگو باشم.

    با عرض ارادت قلبی