(آموزش فني و حرفه اي) : (Technical & Vocational Training) آموزشهايي است كه به منظور ايجاد مهارت و توانايي براي احراز شغل‘ حرفه و كسب و كار  به افراد ارائه مي شود و يا كارآيي فرد را افزايش داده و موجب كاهش هزينه و افزايش كيفيت زندگي مي شود . اين آموزش ها در كشورمان به صورت آموزش رسمي (formal) و غير رسمي (nonformal)  شامل آموزش هاي متوسطه فني و حرفه اي و كار دانش، كارداني فني و حرفه اي و علمي كاربردي، ضمن خدمت و مديريت حرفه اي تخصصي و آموزش هاي كوتاه مدت براي  سه سطح آموزش كارگر(ماهر، نيمه ماهر )، آموزش تكنيسين و آموزش مهندس و كارشناس صورت مي گيرد اين آموزش ها در سطح آموزش كارگران (ماهر و نيمه ماهر) عمدتا به صورت 70% عملي و 30% تئوري به كارآموزان ارائه مي گردد . نظام قابل تشخيص مديريت و سازمان آموزش هاي فني و حرفه اي شامل: 1 – آموزش حرفه اي (Vocatinonal Education) 2 – حرفه آموزي بازار كار (Labour Market Training) 3 – حرفه آموزي بنگاه اقتصادي (درون بنگاهي) (Enterprise Training) مي باشد مطابق 22 ماده قانوني موضوعه اجراي حرفه آموزي بازار كار (آموزش هاي و حرفه اي كوتاه مدت غيررسمي) به سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور واگذار شده است.

آزمون (سنجش) مهارت (تعيين مهارت و صلاحيت فني) Skill testing)) آزمون را سنجش واندازه گيري توانايي، اطلاعات، استعدادها و شايستگي هاي فردي به طرق مختلف تعريف مي كنند و آزمون مهارت به منظور سنجش و اندازه گيري تواناييها،در پايان هر دوره آموزشي، به وسيله آزموني دو مرحله اي (كتبي و عملي) كه از كارآموزان به عمل مي آيد انجام گرفته و گواهينامه مهارت ارايه مي شود. در بيان شفاف تر به آزمون‘ ارزشيابي آموزش مي گويند (Evaluation Of Training) كه فرآيندي است مداوم در جهت جمع آوري و تفسير اطلاعات به منظور بررسي تصميم هاي گرفته شده در طراحي سيستم يادگيري (روبرت ديويس، لورنس الكساندر، استفن پلون، استادان ميشيگان). در موضوع آزمون ها ، آزمون هاي ديگري نيز مطرح است از جمله؛آزمون استعداد (Aptitude test) آزمون استعداد ‎آزمايشي است كه هدف آن تعيين و اندازه گيري آن دسته از خصوصيات يك شخص است كه براي بدست آوردن آن از نظر شاخص هاي استعداد يك دسته پاسخهاي خاص (فكري، عضلاني و غيره) مورد توجه باشد. آزمايش نشان داده است كه اشخاص مختلف در توانايي خاص خودشان متفاوتند و اين تفاوتها به طور قابل پيش بيني در كوششهاي بعدي آنها تاثير خواهد داشت.آزمونهاي استعداد شبيه سنجشهاي هوش است و طيف وسيعي از توانايي شخصي (نظير: درك مكالمه اي، استدلال كلي، سرعت ادراك و دانش فني) را مشخص مي كند. اين آزمون ها در مشاوره آموزشي و شغلي به ميزان وسيعي به كار برده مي شود و نيز براي اندازه گيري ظرفيت استعداد هاي حرفه اي مانند: حقوقي، پزشكي و تواناييهاي خاص نظير: منشي گري و كارهاي فني و غيره پيشرفت نموده و مورد استفاده قرار مي گيردو همچنين؛آزمون شايستگي؛ (Qualification Test) آزموني است كه به منظور تعيين شايستگي و هوش افراد به كار مي رود. نمرات اين آزمون مبناي طبقه بندي هوش است و به منظور كنترل تقسيم كيفي نيروي انساني شايسته به هر قسمت به كار مي رود؛ آزمون هاي مختلف ديگري نيز وجود دارد كه از ذكر آنها خودداري مي شود.

استاد كار: (Master /Craftman) استاد كار كسي است كه به اعتبار دانش فني يا تجربيات زيادي كه كسب كرده است توانايي انجام دادن يك كار فني شامل كليه مراحل مربوط به انجام دادن آن كار را داشته باشد

استاندارد آموزشي: (Training Standard) مجموعه اي از اطلاعات نظري و كارهاي عملي به هم پيوسته و مرتبط در سطح عمومي و تخصصي كه با توجه به نياز بازار كار و اهداف مورد نظر تهيه و تدوين مي شود. يا مجموعه سر فصلهاي درسي مربوط به آشنايي ها و توانايي هاي مهارتي، شرايط كارآموز از لحاظ جسمي، سني، جنسي و تحصيلي ، ساعات آموزش نظري و عملي، تجهيزات، ابزار و مواد مصرفي مورد نياز، كه برابر با هر رشته آموزشي اين اطلاعات گردآوري و پس از درج كد تخصصي مربوطه آن تحت عنوان استاندارد آموزشي براي اجرا به مراكز و كارگاهها ابلاغ مي شود. البته خود استاندارد را مكانيزمي مي دانند كه به وسيله آن براي روش ها و ابزارهاي زندگي چارچوب ها و حدودي را تعريف مي كند و تخطي از آنها را ناممكن مي سازد تا به اين وسيله سلامت و رفاه عمومي را تضمين كند.

استاندارد شغلي: (Job Standard) ضوابطي است كه بر مبناي ساختار اهداف هر سازمان و قبليت هاي مورد نياز براي انجام وظايف مشاغل آن سازمان تهيه مي شود و مورد استفاده قرار مي گيرد بعضي از استانداردهاي شغلي در سطح جهاني يا ملي تهيه مي شود.

استانداردهاي مهارت و آموزشي: (Training Skill Standard)مجموعه معيارهايي است، در زمينه هاي : ساختار مواد درسي مربوط به مهارتهاي عملي، اطلاعات نظري، تجهيزات آموزشي لازم براي برنامه ريزي آموزشي و درسي مشاغل مختلف و ساير شرايط سني، جسمي، تحصيلي و

اقتصاد آموزش : (Training Economic) علمي كه به عنوان شاخه اي از زمينه هاي بين رشته اي مانند اقتصاد و برنامه ريزي آموزشي مي باشد كه به سبب درهم تنيدگي جنبه هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در مسائل آموزشي، به ويژه در حوزه هاي سياست گذاري، مديريت و تصميم گيري براي انتخاب گزينه هاي راهبردي يا راهكارهاي اجرايي، با استفاده بهينه از منابع به شدت محدود فراهم مي نمايد. اقتصاد آموزش (اقتصاد آموزش فني و حرفه اي): (Training Economic) شاخه اي از همان علم اقتصاد آموزش عنوان كرد كه تخصيص بهينه منابع محدود را به منظور اخذ حداكثر كارآئي و مطلوبيت و نيز تحليل هزينه فايده در آموزش هاي فني و حرفه اي  دنبال مي كند.

آموزش استاد-شاگردي: (Training Apprenticeship)آموزش شغلي مبتني بر راهنمايي هاي استاد كار مجرب، با دستمزد كمتر. به تعريفي ديگر نظام آموزش  استاد-شاگردي  نظام فراگيري يك پيشه با دريافت مزد ضمن سالها كار براي آموختن از يك شخص ماهر يا استاد در پيشه شناخته شده در دنياي قديم است. اين نظام همچنين بخشي از نظام صنفي قرون وسطي بوده است. شاگردي بعد از انقلاب صنعتي كمتر گسترش يافت اما در حرفه هاي كاملا تخصصي باقي ماند. شاگرد نوعا به صورت كارگري در مي آيد كه براي استاد به خاطر مزد كار مي كند و بلاخره خودش استاد مي شود. شاگردي يك نوع آموزش حرفه اي است اما به شكل محدودتر.شاگردي به عنوان شكلي از آغاز كار حرفه اي، مرحله ميانه اي را در تكامل جامعه سنتي به جامعه صنعتي نشان مي دهد. در جامعه سنتي شغل و موقعيت اجتماعي از طريق وراثت تعيين شده است و يك پيشه در خانواده معين باقي مي مانده است. تفاوت بين شاگردي و كارآموزي در اين است كه در نظام شاگردي روابط استاد و شاگرد يك رابطه فردي است، در حالي كه انقلاب صنعتي با نخستين توليد انبوه خود اين رابطه فردي را برهم زد. در كارآموزي ديگر رابطه فردي وجود ندارد بلكه يك رابطه جمعي است كارآموز تحت نظر دولت، اتحاديه هاي كارگري و كارفرمايان بر اساس يك برنامه خاص و تحت شرايط و مقررات معيني به كارآموزي مي پردازد.

آموزش جوار كارگاهي: (Interplant Training / Vestibule training) آموزش جوار يا دهليزي‘ در واقع نمونه اي از آموزش حين خدمت است و تفاوت آن در محيط كار بودن آموزش حين خدمت و استفاده از وسايل و ابزار آلات حقيقي است. (ابطهي1373)«در هر كشوري آموزش هاي فني و حرفه اي و مهارت آموزي در يكي از اين سه نهاد مشخص صورت مي گيرد: مدارس رسمي؛ موسسات حرفه آموزي پس از تحصيلات رسمي؛ يا بنگاههاي اقتصادي كوچك و بزرگ صنعتي يا تجاري.» در كشورمان ايران نيز آموزش مشترك كارگاهها يا چند موسسه اقتصادي كه در مركز آموزشي مشترك چند شركت يا كارخانه تاسيس گرديده و هدف آن آموزش نيروي انساني آن موسسات اقتصادي باشد را آموزش بين كارگاهي گويند، مركزي كه به اين صورت تشكيل مي شود را مركز آموزش جوار كارخانه مي نامند، در اين مركز كارآموزي آموزش هاي به شرح زير انجام مي پذيرد:1) آموزش كارگران مبتدي به منظور تامين نيروي انساني ماهر مورد نياز واحدهاي فوق الذكر؛ 2) آموزش كارگران شاغل به منظور بازآموزي، تكميل و ارتقاء مهارت و تعليم تخصص هاي پيشرفته همگام با تغييرات تكنولوژي؛ 3) آموزش كارگراني كه تغيير شغل مي دهند؛ اين مراكز از لحاظ تجهيزات آموزشي مستقل از جريان توليد بوده و يك واحد به تنهائي يا چند واحد به اشتراك مي توانند آن را تاسيس و اداره نمايند. اين نوع مراكز از لحاظ فضاي آموزشي مي بايستي متناسب با تعداد رشته هاي آموزشي مورد نياز و نيز تعداد كارآموزان طراحي و ايجاد گردد و مشخصات كارگاههاي عملي و كلاس هاي تئوري و تجهيزات رشته هاي آموزشي برابر استاندارد هاي سازمان آموزش فني و حرفه اي بوده و به تصويب كميته آموزش در صنايع برسد، انجام ارزشيابي و آزمون پايان دوره اين نوع مراكز با ادارات كل آموزش فني و حرفه اي مي باشد و در نهايت گواهي نيز از طرف اداره كل مذكور صادر مي گردد.

آموزش حين كار: (In Plant Training) آموزش حين كار به نوعي از آموزش گفته مي شود كه در هنگام كار كردن كارگران در روي  خط توليد به منظور ايجاد مهارت لازم در شغل ارائه مي شود در اين دوره كارگر از خط توليد منفك نمي شود و مزد كارگر نيز پرداخت مي شود. اين نوع آموزش را  آموزش ضمن كار نيز گويند كه مفهوم واقعي نوع آموزش را نمي رساند. در آموزش ضمن كار؛ (On-the-Job training)  به منظور افزايش مهارت شاغلين در صنعت و بر اساس استانداردهاي مصوب سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور انجام مي شود. آموزش ضمن كار در خط توليد در حين انجام كار صورت مي پذيرد اين نوع آموزش خصوصيات ويژه اي دارد: 1) كوتاه بودن مدت آموزش؛ 2) مهيا بودن ابزار و امكانات آموزشي در محيط واقعي كار؛ 3) صرفه جويي در وقت كارگران و جلوگيري از ركود يا توقف در توليد؛ كه به طور دقيق مفهوم آموزش حين كار را مي رساند.

آموزش خودياري فني : (Self Assistant Training) آموزش خودياري فني يا آموزش فني همگاني‘ به آموزشي گفته مي شود كه به منظور ارتقا فرهنگ فني جامعه صورت مي گيرد تا آحاد جامعه بتواند از هر نوع وسيله و ابزار و دستگاهها و وسايل خانگي مورد استفاده خود حداكثر بهره وري و بهره برداري را بعمل آورد. بر اين اساس سازمان در فرصت هاي كوتاه زماني‘ آموزش هاي لازم را براي نگهداري‘ شناسايي عيب و رفع نقص هاي جزئي لوازم خانگي به علاقمندان و متقاضيان مي آموزد. اين آموزش با استفاده از اينترنت‘ تلويزيون‘ بروشورهاي آموزشي‘ كلاسي يك روزه و .... انجام مي گيرد. مدتي است اين نوع آموزش ها در سازمان كم رنگ شده است و اگرچه فرصت استفاده از شبكه مهارت سيماي جمهوري اسلامي نيز فراهم شده است.

آموزش در پادگان : (Soldiers Training) يكي از گلوگاه هاي انتقال مهارت به جوانان پادگان ها مي باشد. لذا به منظور ايجاد شرايط اشتغال جوانان بعد از خدمت سربازي‘ طرحي تحت عنوان طرح آموزش فني و حرفه اي سربازان در دوره مقدس سربازي در بهمن ماه 1371 توسط سازمان تهيه و با هماهنگي ستاد كل نيروهاي مسلح به هيات محترم دولت ارسال گرديد و پس از تصويب و كسب موافقت مقام معظم رهبري‘ آيين نامه اجرايي آن تهيه و به نيروهاي مسلح و ادارات كل آموزش فني و حرفه اي سازمان ابلاغ گرديد. در پايان  دوره ها به سربازان موفق در طي دوره گواهينامه مهارت اعطا مي شود. بازبيني و توسعه اين نوع آموزش ضروري به نظر مي رسد.

آموزش در زندان : (Prisoners Training) يكي ديگر از بخش هاي آموزشي سازمان ‘ آموزش در زندان و كانون هاي تربيتي است. از آنجا كه بيكاري و فقدان مهارت يكي از علل گرايش به اعتياد ‘ بزهكاري و خلاف مي باشد‘ داشتن مهارت در فرد‘ ضمن ايجاد شرايط اوليه براي اشتغال‘ به تقويت شخصيت و منزلت اجتماعي فرد كمك مي كند. در اين راستا سازمان سالهاست با انعقاد تفاهم نامه با سازمان امور زندانها و نيز ستاد مبارزه با مواد مخدر به آموزش زندانيان و بازپروري و حرفه آموزي معتادين درمان يافته مبادرت مي نمايد.

آموزش در صنايع: (Industerials Tarining) ارتقاء سطح دانش و مهارت شغلي كارگران شاغل در بازار كار مطابق با سطح دانش و مهارت روز را آموزش در صنايع گويند.كه خود به انواع مختلف ارائه مي گردد؛ كه آموزش جوار كارگاهي (بين كارگاهي)، آموزش ضمن خدمت(حين خدمت) از آن جمله اند.

آموزش رسمي : (Formal Training)  آموزشي است كه داراي ساختار سلسله مراتبي و پايه هاي تحصيلي و داراي توالي زماني و بلند مدت مي باشد .يا به عبارتي ديگر، آموزش رسمي يا مدرسه اي شامل آن قسمت از نظام آموزشي است كه از كودكستان آغاز و تا آموزش عالي ادامه مي يابد. اين نوع آموزش، سازمان يافته است و داراي ساختاري شخصي مي باشد و از سلسله مراتب منظمي پيروي مي كند.(4)

آموزش سيار: (Mobil Center) يكي از انواع شيوه هاي آموزش به كليه اقشار جامعه در راستاي ايجاد و ارتقاء مهارت ‘ واحدهايي تحت عنوان تيم هاي (مراكز) سيار كارآموزي است كه به منظور جبران كمبود مراكز ثابت در نقاط دور دست و فاقد مركز كه مستلزم هزينه سنگين احداث مركز مي باشد و لزوم سرمايه گذاري كلان در آن نقاط مقرون به صرفه نبوده طراحي شده است. هريك از اين واحدها از تركيب يك و يا چند نفر مربي در رشته هاي متنوع آموزشي با تجهيزات مربوطه تشكيل شده و از مراكز ثابت به نقاطي كه دواطلب كارآموزي به اندازه كافي داشته باشند اعزام مي شوند و آموزش هاي مربوطه را در منطقه مورد نظر اجرا نموده و سپس به محل ثابت خود باز مي گردند و به نقطه هدف بعدي اعزام مي شوند. از ويژگي هاي برجسته اين نوع آموزش انعطاف پذيري‘ به صرفه بودن مي باشد. لازم به ذكر است تجهيزات و ابزار تيم هاي اعزامي بايد با توجه به شرايط و اقليم هر منطقه از كشور تهيه شود.

آموزش شغلي: (Job Training) تجربه اي است مبتني بر يادگيري كه هدفش ايجاد دگرگوني نسبتا دائمي است كه توانايي فرد را در انجام دادن وظايف خود بهبود مي بخشد.

آ‌موزش غير رسمي : (Informal Training / nonformal)  آموزش غير رسمي در دو حالت وجود دارد آموزش غيررسمي كه منجر به مدرك تصيلي نمي شود و لي منجر به صدور گواهي نامه مي گردد اين نوع آموزش ها را در انگليسي (nonformal training) و نيز آموزش غير رسمي كه عموما غير مستقيم  از طريق خانواده ‘ رسانه ها و بازار و مساجد و غيره منتقل مي گردد و فاقد زمان بندي‘ مدرك تحصيلي يا گواهي نامه ‘ مخاطب خاص و محل ويژه است (وحيدي 1382) را در ادبيات انگليسي (Informal Training) مي گويند. در اين مجموع و نيز آموزش هاي فني و حرفه اي نوع اول آن مد نظر مي باشد. در اين خصوص  در مجموع آموزش غير رسمي آموزشي است كه در خارج از نظام آموزشي متعارف به صورت مستقل يا به عنوان جزيي از يك فعاليت گسترده تر سازماندهي شده و براي ارايه خدمت  به گروهي خاص و با هدف هاي آموزشي مشخص طراحي شده اند.همچنين  به تعريفي ديگر آموزش غيررسمي(2)؛ به هر نوع فعاليت آموزشي و كارآموزي اطلاق مي شود كه سازمان يافته است ولي در خارج از نظام آموزش رسمي، تحقق مي پذيرد. دوره هاي آموزشي و كارآموزي كوتاه مدت در زمينه هاي گوناگون عقيدتي-سياسي، سوادآموزي، بهداشت، تعاون، كمك هاي اوليه، تنظيم خانواده، كسب مهارتهاي فني و حرفه اي در زمينه هاي صنعت، كشاورزي و خدمات و انواع آموزشها براي بارور ساختن ساعات فراغت و غيره از جمله آموزشهاي غيررسمي است(2).

آموزش فني و حرفه اي روستايي (طرح هجرت): (Technical & Vocational Training for Villagers)آموزش فني و حرفه اي در روستاها در قالب تيمهاي سيار‘ به صورت كاروان هاي آموزشي با هدف تحقق دسترسي به فرصتهاي آموزشي برابر و با هدف  ايجاد توانمندي و فراهم آوري زمينه هاي افزايش بهره وري خانوار روستايي و نيز مقابله با  مهاجرتهاي بي رويه روستائيان به شهر كه طي مطالعاتي در پايان سال 1384 در سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور انجام و در 10 حرفه آموزشي طراحي گرديد و از تيرماه سال 1385 شروع شد‘وكه به « طرح هجرت» شهرت يافته است. اين طرح در فاز دوم تغييراتي در نوع كاروران ها و روش اجراي آموزش داشت كه در مجموع عليرغم صرف هزينه هاي زياد ‘ نتيجه مطلوبي در بر نداشت. اجراي اين نوع آموزش قبلا در سازمان در دل آموزش هاي سيار انجام مي گرفت.

آموزش هاي علمي – كاربردي : (Applied Science and Technology) اين آموزش ها با هدف ايجاد زمينه مناسب براي فعاليت همه جانبه در گسترش و اعتلاي دانش‘ ارتقاي شاخص هاي كمي و كيفي و منزلت اجتماعي آموزش هاي كاربردي‘ فراهم سازي زير بناي مناسب به منظور به كارگيري توان فارغ التحصيلان دوره هاي نظري در حل مسائل كاربردي و فراهم سازي زير بناي مناسب براي ايجاد و انتقال تكنولوژي نوين طراحي گرديده‘ به دو صورت پودماني و كارداني به اجرا در مي آيد.(سند توسعه بخشي آموزش هاي فني و حرفه اي در برنامه چهارم) .  ماده يك آيين نامه تشكيل شوراي عالي آموزش هاي علمي – كاربردي (مصوب جلسات 234 و 237 شوراي عالي انقلاب فرهنگي) «آموزش هاي علمي – كاربردي به آموزشهايي اطلاق مي شود كه به قصد ارتقا دانش افراد و ايجاد مهارتهاي لازم و به فعاليت در آوردن استعداد هاي نهفته در ايشان تعليم داده مي شود و دانش آموختگان را براي احراز شغل‘ حرفه و كسب و كار در مشاغل گوناگون آماده مي كند و توانايي آنان را براي انجام كاري كه به آنان محول شده است تا سطح مطلوب افزايش مي بخشد». و نيز در ماده آيين نامه مذكور آمده است «هدف از اين آموزشها تربيت افرادي است كه در كليه سطوح براي بخشهاي مختلف صنعت‘ كشاورزي و خدمات به آنان نياز است». چنانچه مشخص است اين تعاريف و اهداف عينا  از تعريف آموزش هاي فني و حرفه اي برگرفته شده است. اما طرفداران آموزش هاي علمي – كاربردي بين آموزش فني و حرفه اي و اين آموزش تفاوت هايي را مطرح مي كنند. و اظهار مي دارند كه «آموزش هاي فني و حرفه اي عمدتا كوتاه مدت بوده و خارج از نظام آموزش رسمي ارائه مي شوند و افراد را براي حرف و مشاغل مختلف آماده مي سازند‘ در حاليكه آموزشهاي علمي – كاربردي با جهت گيري شغلي و حرفه اي در مقاطع همتراز با آموزشهاي رسمي كشور و بلاتر از سطح ديپلم‘ طرح ريزي و اجرا مي شوند». اجراي آموزشهاي علمي – كاربردي توسط دانشگاه جامع تكنولوژي كه تشكلي از موسسات آموزش عالي علمي – كاربردي كه اساسنامه آن در زمستان سال 1372 به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي گسترش دانشگاهها و موسسات آموزش عالي رسيده است‘ انجام مي شود. اين دانشگاه توسط وزارت علوم‘ تحقيقات و فناوري تاسيس يافته وظيفه برنامه ريزي‘ هدايت و نظارت بر موسسات آموزش عالي علمي – كاربردي را به عهده دارد. اين دانشگاه زمينه اي را فراهم نموده است كه با مشاركت سازمانها و دستگاههاي اجرايي در بخش دولتي و غير دولتي‘ تربيت نيروي انساني متخصص و مورد نياز بخشهاي اقتصادي‘ اجتماعي و فرهنگي انجام گيرد. اما با گذشت بيش از يك دهه‘ هنوز پيامدخاصي كه بيانگر جذب فارغ التحصيلان هريك از موسسات وابسته به اين دانشگاه در دانش و مهارت كسب شده باشد‘منتشر نشده است تا به ميزان موفقيت آن پي برد.

آموزشگاه فني و حرفه اي آزاد(موسسات كارآموزي آزاد) : (Private Institutes Training) آموزشگاه فني و حرفه اي آزاد به مكاني اطلاق مي شود كه توسط بخش غير دولتي با كسب مجوز از سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور و در چارچوب آئين نامه تشكيل و اداره آموزشگاههاي آزاد فني و حرفه اي راه اندازي شده است و بر اساس برنامه هاي درسي و استانداردي مهارت آموزشي مصوب آن سازمان و با تامين عوامل آموزشي مطابق استاندارد و وفق ضوابط نسبت به برگزاري دوره هاي آموزش فني و حرفه اي با دريافت شهريه اقدام مي نمايد. از آنجا كه اصطلاح آموزشگاه به كليه مراكز آموزشي بخش غير دولتي كه از وزارت آموزش و پرورش و ساير ارگانها مجوز دارند اطلاق مي شود لذا واژه موسسات كارآموزي آزاد به آموزشگاههاي خاص تحت پوشش سازمان اطلاق مي شود.راه اندازي اين آموزشگاهها تنها با درخواست سرمايه گذاري انجام مي شود ولي اداره آنها به همراه مربيگري در آن نياز به كسب گواهينامه مديريت آموزشي و كارت مربيگري از طريق شركت درآزمون تخصصي مربوطه مي باشد.

بازار كار: (Labour Market) اصطلاح بازار كار به عنوان يك توصيف مجازي از عمل متقابل عرضه و تقاضاي كار در مجموع و در اشتغالات خاص به كار مي رود. اصطلاح بازار كار شامل تمام كارگزاريها و رويه هايي است كه به وسيله آن كساني كه داراي مشاغلي براي عرضه كردن هستند و آنهايي كه جوياي مشاغلي مي باشند با هم تماس مي يابند و با يكديگر به شرايط اشتغال مي رسند يا به طور خلاصه بازار كار به معناي عمل متقابل عرضه و تقاضاي كار مي باشد. اما به اين دليل كه بازار كار معمولا به طور ناقص شبيه بازار محصول است، وظايف بازار را از لحاظ حمايت و خريدار از طريق قرار دادن نرخ جاري در دسترس او بدون توجه به اوضاع و احوال مشخص فروشنده و بدون توجه به تعادل عرضه و تقاضا به طور كامل عمل نمي كند. بنابراين طرز عمل بازار كار پيش از آن كه شبيه بازارهاي ديگر باشد موكدا با آنها متفات است.

بازار نيروي كار: (Labour Force Market) به معناي وسيع كلمه، همه نهادها و فرآيندهاي مرتبط با خريد، فروش و قيمت گذاري خدمات نيروي كار را در برميگيرد. زيرمجموعه هاي آن عبارتند از: 1-هرفرد شاغل 2-سازمانهاي كارگري 3-هرفرد كارفرما 4-انجمن هاي كارفرمايي 5-دولت . به بيان ديگر، عبارتست از طرحهاي عرضه و تقاضا براي تعيين حقوق و دستمزد و ساير شرايط استغال كه در قلمرو بازار كار نيروي انساني عمل مي كند. از اين رو بازار كار به يك معنا، كل مشاغلي است كه فرد مساوي براي آنها پرداخت مي شود و به معناي ديگر، عبارتست از نوعي قلمرو (حرفه اي، صنعتي و جغرافيايي) كه كاركنان موجود در آن مايلند از شغلي به شغل ديگر انتقال يابند.

بازآموزي: (Retraining) بازآموزي، آموزشي است كه به منظور ارتقاء سطح مهارتي كه در اثر تغييرات فني و تكنولوژيكي در صنايع و بازار كار به وجود آمده است آنجام مي گيرد تا مهارتهاي جديد مورد نياز بازار كار را پوشش دهد.

برنامه درسي 1: (Curiculum) برنامه درسي نقشه اي است كه در آن فرصت هاي مناسب يادگيري براي رسيدن به هدف هاي كلي و جزيي مربوط به آن براي كارآموزان فراهم مي گردد.يا به تعريفي ديگر،برنامه درسي 2عبارت است از كليه تجربيات، مطالعات، بحث ها، فعاليت هاي گروهي و فردي و ساير اعمالي است كه كارآموز و دانش آموز انجام مي دهد

برنامه ريزي آموزشي:  (Training planning ) فرآيند اتخاذ مجموعه اي از تصميمات براي انجام اقدامات مربوط به امور آموزشي در آينده، يا كاربرد روشهاي تحليلي از اجزاء نظام آموزشي و هدف آن استقرار يك نظام آموزش كارآمد. تعريف يونسكو از برنامه‌ريزي آموزشي، عبارت از برداشت علمي و منطقي براي حل مسائل آموزشي است. از اين تعريف نتيجه مي‌گيريم كه برنامه‌ريزي آموزشي، فرايندي است مستمر كه به صورت مجموعه‌اي متشكل و كلي، مجموعه خواسته‌ها و انتظارات و مسائل آموزش و پرورش يك كشور را براساس تدبيري راهبردي و عملي هدايت مي‌كند. درون‌داد اين فرايند، شامل كليه نيازها اعم از نياز فردي و اجتماعي، اولويت‌ها، اهداف و مقاصد براساس سياست‌ها و خط‌ مشي‌هاي مورد نظر، امكانات لازم اعم از مالي و مادي و انساني، اطلاعات و دانش كمك‌دهنده وسايل و ابزارهاي لازم براي تحقق هدف‌هاست.

برنامه ريزي درسي: (Curiculum) برنامه ريزي درسي عبارت است از پيش بيني و تهيه مجموعه فرصتهاي يادگيري براي جمعيتي مشخص به منظور نيل به آرمانها و هدفهاي آموزش و پرورش، كه معمولا در مراكز آموزش انجام مي گيرد. يا ‹‹ پيش بيني كليه فعاليتهايي است كه فراگير تحت رهبري و هدايت مربي در يك مركز آموزشي (گاهي خارج از آن) براي رسيدن به هدفهاي معين، بايد انجام دهد.(1) مرور نظريه‌هاي برنامه‌ريزي درسي به ويژه نظريه‌هاي جديدتر و كاراتر، راهكارها و شيوه‌هاي اعمال نظريه‌ها در محيط‌هاي واقعي آموزش يعني مدارس و كلاس‌هاي درس، عوامل تشكيل‌دهنده محتوا، بحث تعادل روش و محتوا در برنامه‌هاي درسي، راهنماي تهيه و تدوين و يا تأليف محتواي آموزش در هر سطح، از طريق تهيه كتابهاي درسي و كمك درسي، نقش روش‌هاي ياددهي- يادگيري در تحقق اهداف، برنامه‌ها و به ويژه جايگاه و تأثير ارزشيابي در همان راستا، زمينه‌هاي عمده و مورد نظري است كه انتظار مي‌رود براي بحث و تبادل نظر و نقد و بررسي، با پيشنهادهاي مفيد و مؤثر فرهيختگان،‌ كارشناسان و صاحبان علم و انديشه مورد توجه قرار گيرد.

بيكار : (Unemployment) فردي كه شغل و كار منظمي ندارد و يا كارش با تخصص و مهارتش در جهت توليدات جامعه همخواني ندارد و يا حرفه و كارش متناسب با شايستگي و علاقه اش نيست و يا به كار اشتغال دارد كه اگر به نحوي دست از آن بكشد،اثر نامطلوبي بر آن رشته يا حرفه نخواهد گذاشت و يا به تعريف مركز آمار ايران: 1-كسي كه درهفته آمارگيري به كار اشتغال نداشته است.2-آمادگي دارد به كاري كه از آن بركنار شده است، فراخوانده شود. 3-آمادگي دارد تا 30 روز آينده بركار حاضر شود. بيكاران با تعريف سازمان بين المللي كار: (ILO)  1-كارگراني كه براي اشتغال در دسترسند اما قرارداد استخدام آنها به پايان رسيده و يا بطور موقت از كار معلق شده اند و كساني كه شغلي ندارند و در جستجوي كار با حقوق هستند. 2-افرادي كه در طي دوره معيني آماده كارند (جز آنهايي كه بيمارند) و در جستجوي كاري سودمند هستند و تاكنون استخدام نشده اند و يا وضعيت فعلي آنها غير از ديگر كاركنان است. 3-افراد بدون شغل و آماده شغل پذيري كه قرار گذاشته اند شغل جديدي را به زودي پس از يك دوره زماني خاص شروع كنند. 4-افرادي كه به طور موقت و به مدتي نامعين بدون پرداخت حقوق تعليق شده اند.

پژوهش : (Reaserch) پژوهش يكي از محور هاي اساسي فعاليت سازمان مي باشد. كه چالش هاي اصلي بين آموزش و بازار كار را مورد بررسي قرار مي دهد و عموما در زمينه هاي شناسايي مشاغل و صنايع و فن آوري هاي نو به همراه گردآوري اطلاعات مورد نياز تهيه استانداردهاي مهارت و آموزشي و تهيه نرم افزارها و سخت افزارها و وسايل كمك آموزشي به همراه مطالعه و بررسي روش ها و سيستم هاي آموزشي موجود در داخل و خارج كشور مطالعه مي كند. پشتيباني از تشكل هاي مربيان فني و حرفه اي و تشكيل همايش ها و برگزاري مناسبت هاي علمي مربوط به سازمان در اين حيطه پيگيري مي شود.

تشكل مربيان : (trainer assosite) نهادهاي در سازمان است كه با مشاركت مربيان هم رشته مراكز و ادارات كل آموزش فني و حرفه اي استانها و بلاخره در سطح ستاد سازمان در سال 1382 تشكيل شده و مباحث علمي و تخصصي رشته مربوط و كمك در تهيه استانداردهاي مهارت و آموزشي و برگزاري همايش هاي علمي و تخصصي مشاركت مي نمايند.

تكنيسين: (Technicians) تعريف دقيق يا متعارفي براي اصطلاح «تكنيسين» وجود ندارد. آنها گروهي از نيروي كار سطح متوسط را تشكيل مي دهند كه مابين دو دسته ديگر واقع اند. در يك سوي آن ها كارگران ماهر(Skilled Workers) يا استادكاران (Crafts Man)، و در سوي ديگر كاركنان حرفه اي تخصصي (Professional Staff) قرار دارند. در بيانيه كنفرانس كشورهاي مشترك المنافع با موضوع آموزش و تربيت تكنيسين ها كه در سال 1966 در هادرسفيلدر(Huddersfield) برگزار گرديده آمده است: «طيف وسيعي از مشاغل وجود دارد كه در يك سوي آن صنعتگران و درسوي ديگر افراد متخصص (يا تكنولوژيست ها) قرار دارند. در محدوده اين طيف تفاوت هاي چشم گيري، هم از لحاظ علايق موضوعي و هم از لحاظ مهارت به چشم مي خورد كه بايد هنگام ارائه برنامه هاي آموزشي و تربيتي مد نظر قرار گيرد، اما كل اين دسته معرف گروه منحصر به فرد و متمايزي از افرادند كه وظايف خاص آن چه هرچه باشد، باز هم مي توان آنان را تقربيا در زمره تكنيسين ها دسته بندي كرد (French 1981) »از اعضاي اين گروه انتظار مي رود وظايف فني مرتبط با پژوهش و كاربرد مفاهيم و روش هاي عملياتي در حيطه هاي گوناگون و نيز عمليات مربوط به طراحي، توليد، سوار كردن]  = مونتاژ[ و ساخت و همچنين عمليات مربوط به راه اندازي، نگهداري و تعمير تجهيزات و تاسيسات گوناگون را به انجام رسانند. (دانشنامه اقتصاد آموزش و پرورش جلد چهارم به اهتمام عبدالحسين نفيسي و گروه پژوهشي آموزش هاي فني و حرفه اي).

دهكده مهارت (مركزآموزش عالي مهارت): (High Education Center) مركز يا مجتمع آموزش عالي مهارت است كه از بين دارندگان ليسانس و بالاتر كارآموز پذيرفته و نسبت به ايجاد و تكميل مهارت هاي عالي و پيشرفته در كوتاه مدت اقدام مي نمايد. ايجاد اين مراكز در سال 1385 از طرف رياست وقت سازمان (آقاي دكتر كردان) مطرح و با هدف ايجاد دهكده مهارت در استان تهران و 10 قطب آموزشي در شهرهاي بزرگ پيگيري شد.

دوره هاي طرح مشترك ايران و آلمان: () در مرداد ماه 1363 بين سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور (وابسته به وزارت كار و امور اجتماعي ) و اتحاديه فدرال صنايع آلمان توافق نامه اي به امضاء رسيد كه هدف آن تدوين نظام جديد دوره هاي آموزش فني و حرفه اي تربيت كارگر متخصص در دوره هاي 18 ماهه در مراكز آموزش فني و خرفه اي وزارت كار و امور اجتماعي در هفت رشته آموزش فني و حرفه اي و ارتقاي مهارت مربيان مراكز آموزشي و پاره اي هدف هاي فرعي ديگر بود. بر اساس ارزش يابي شركت هاي آلماني (CDC/GTZ)، در فاصله سال 1366 كه اولين دوره كارآموزان اين برنامه پذيرفته شدند تا سه ماهه اول سال 1377 بيش از 2350 نفر موفق به طي اين دوره ها شده اند (برگرفته از : «طرح ارزشيابي دوره هاي آموزشي تربيت كارگر متخصص «آموزش هاي 18 ماهه» دبيرخانه شوراي عالي هماهنگي آموزش فني و حرفه اي كش.ر، تيرماه 1378 ).

رشته: (Field) مجموعه برنامه هاي آموزشي مربوط به فراگيري چند حرفه هم خانواده است

سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور : (TVTO) (Technical & Vocational Training Organization) سازماني است وابسته به وزارت كار و امور اجتماعي كه از ادغام سه نهاد آموزشي (صندوق كارآموزي ‘ اداره كل تعليمات حرفه اي وزارت كار و كانون كارآموزي ) در سال 1359 طي ماده واحده شوراي عالي انقلاب تشكيل و رسالت ارائه آموزش هاي فني و حرفه اي را به عهده گرفت. در حال حاضر اين سازمان با بيش از 23 قانون موضوعه از جمله ماده 151 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي‘ اجتماعي و فرهنگي و تنفيذ آن در ماده 53 قانون برنامه چهارم توسعه‘ متولي آموزش هاي فني و حرفه اي كوتاه مدت بازار كار بوده و با برخورداري بيش از 600 مركز آموزش ثابت و نيز تيم هاي سيار‘ زندان‘ پادگان‘ مراكز جوار و بين كارگاهي همچنين موسسات كارآموزي آزاد (آموزشگاههاي فني و حرفه اي آزاد) به تربيت نيروي كار ماهر و نيمه ماهر بازار كار در مجموعه 900 حرفه آموزش شناسايي شده مي پردازد. اين سازمان مسئول كميته تخصصي آموزش هاي فني و حرفه اي غيررسمي ذيل ستاد هماهنگي آموزش هاي فني و حرفه اي و كميسيون تلفيق و هماهنگي آموزش هاي فني و حرفه اي است كه داراي 16 عضو متشكل از دستگاههاي دولتي و نهادهاي مدني و كارگري و كارفرمايي بوده و هماهنگي آموزشهاي مهارتي بين دستگاهها را پيگيري مي كند . اين سازمان علاوه بر ستاد مركزي داراي 31 اداره كل در سطح استانها و كرج و نيز يك مركز معظم تربيت مربي در شهرستان كرج مي باشد و همكاري نزديكي را با سازمان ها و نهادهاي بين المللي از جمله سازمان بين المللي كار (ILO) و سازمان جهاني آموزش حرفه اي دارد.

سازمان بين المللي آموزش حرفه اي (I.V.T.O): (International Vocational Training Organisation) سازمان بين المللي آمورش حرفه اي به عنوان يك سازمان غير سياسي و آزاد است كه به منظور  همكاري صنعتي در بين  دولتها در سطح بين المللي تشكيل يافته است و تاثير مهمي دارد و اثرات عمده آن ارتقاء استانداردها و بهبود وضعيت آموزش هاي حرفه اي در جهان و بلاخره افزايش منزلت اجتماعي آنها در سراسر جهان مي گردد. اين سازمان به عنوان سازمان منحصر به فرد در امر تبادل و مقايسه استانداردها صلاحيت جهاني دارد و بيشتر در بخش هاي صنعتي، خدماتي و حوزه ساختمان در اقتصاد جهان عمل مي كند. ايده اوليه تشكيل چنين سازماني به سال 1950 ميلادي باز مي گردد. هنگامي كه براي اولين بار رقابتهاي حرفه اي دوستانه به ابتكار آقاي آنتونيوايلولااولاسو (Mr.Antonio Elola Olaso) رئيس سازمان جوانان اسپانيا بين جوانان ماهر فني دو كشور پرتغال و اسپانيا برگزار گرديد. با استقبال  5 كشور ديگر از ساير كشورهاي صنعتي و رو به توسعه در سومين سال برگزاري المپياد در سال 1953 ميلادي (1332 شمسي)  اين سازمان شكل بين المللي به خود گرفت و با مشاركت ساير كشورها كه در سال 2003 تعداد آنها به بيش از 40 كشور رسيد اعتباري مشابه ساير سازمان هاي معتبر جهاني يافت و ماموريت خود را  رفع مشكلات در ارتباط با ارتقاء مهارت و منزلت شغلي جوانان، معلمان، مربيان و كارگران ،كه بتوانند در سطح و كلاس جهاني و هم پا با پيشرفت هاي روز گام بردارند. اعلام نمود. اين سازمان مقر دائمي ندارد و با توجه به انتخاب دبيركل كه از هر كشوري باشد دبيرخانه خود را به آن كشور منتقل مي كند. و در مقايسه با ساير سازمان ها و تشكل هاي بين المللي كوچكترين و كمترين كادر اجرايي را دارد. تشكيلات اين سازمان شامل 1- رئيس سازمان 2 كميته اجرائي(هيات رئيسه) 3 سه حوزه معاونت مشتمل بر معاون فني، استراتژيك و اداري و پشتيباني 4 دبيركل 5 سه كميته  فني زير مجموعه هر معاونت 6 مجمع عمومي.    اين سازمان سالانه جلساتي را در كشورهاي درخواست كننده به منظور  هماهنگي بين اعضا، برگزاري كارگاههاي آموزشي و بررسي عملكرد و گزارش هاي مالي سازمان ، بازديد ها،  بررسي درخواست ها و پذيرش اعضاي جديد و تعيين محل برگزار المپياد در كشورهاي متقاضي تشكيل مي دهد. هزينه هاي اين سازمان از محل حق عضويت هاي پرداختي كشورهاي عضو تامين مي گردد.

ستاد هماهنگي آموزش هاي فني و حرفه اي : () نهادي است كه بر اساس ماده 151 قانون برنامه سوم توسعه از ادغام شوراي عالي كارآموزي ‌‌(مواد 5‘6‘7 قانون كارآموزي مصوب 1349 مجلسين سنا و شوراي ملي سابق) و جايگزين آن شوراي عالي هماهنگي آموزش فني و حرفه اي كشور (مصوب 1359 شوراي انقلاب) و شوراي عالي آموزش هاي علمي-كاربردي (مصوب سال 1369 شوراي انقلاب فرهنگي) و به رياست معاون اول رئيس جمهور و عضويت وزراي آموزش و پرورش‘ كار و امور اجتماعي‘ علوم‘ تحقيقات و فناوري‘ بهداشت‘ درمان و آموزش پزشكي‘ جهاد كشاورزي (وزارت هاي جهاد سازندگي و كشاورزي وقت) و معاونين نظارت و راهبردي و سرمايه هاي انساني رياست جمهوري (رئيس سازمان برنامه و بودجه و دبيركل سازمان امور اداري و استخدامي وقت) و رئيس مركز امور مشاركت زنان تشكيل گرديد. و معاون نظارت و راهبردي رياست جمهوري (رئيس سازمان برنامه و بودجه وقت) دبير ستاد مي باشد. تصميمات اين ستاد پس از تايي هيات وزيران براي كليه وزارتخانه ها و شوراها در امور مذكور لازم الاجرا خواهد بود. در ذيل اين ستاد كميسيوني تحت عنوان كميسيون تلفيق و هماهنگي و سه كميته تحت عناوين كميته تخصصي آموزش هاي فني و حرفه اي غيررسمي ‘ كميته تخصصي آموزش هاي فني و حرفه اي رسمي عمومي و كميته تخصصي آموزش هاي علمي و كاربردي تشكيل شده است. كميته تخصصي آموزش هاي فني و حرفه اي غيررسمي با مسئوليت سازمان آموزش فني و حرفه اي و با عضويت 16 دستگاه دولتي و نهاد مدني تشكيل مي شود.

سيستم جامع آموزشي سازمان  (T.C.S) : (Training Comperhensive System) سيستم  مكانيره اي است كه به صورت شبكه اكسترانت واحد مديريت برنامه ريزي را به كليه واحدهاي خدمات ماشيني استانها و مناطق سازمان متصل و به منظور تنظيم برنامه هاي آموزشي ، درگزارش گيري از تعهدات و بلاخره جمع بندي عملكرد آموزشي مناطق و استانها مورد استفاده قرار مي گيرد

شوراي پژوهشي سازمان و كميته هاي پژوهشي استانها : ( Reaserch……..) به منظور توسعه علمي و منابع انساني سازمان‘ بهره برداري از ظرفيت هاي علمي و پژوهشي اشخاص و موسسات در جهت اهداف و ماموريت سازمان و براي توسعه فرهنگ پژوهشي در بين كاركنان سازمان ظرفيت هاي پژوهشي با عناوين شوراي پژوهشي در ستاد سازمان و كميته هاي پژوهشي در استانها و مركز تربيت مربي در سال 1382 تشكيل شد. شوراي پژوهشي اهتمام به گسترش فعاليت هاي مطالعاتي و پژوهشي با تاكيد بر بنياد تحقيقات علمي را پيگيري مي نمود. با توجه به گستردگي حيطه عمل شوراي پژوهشي و لزوم ايجاد بستر مناسب براي تصميم گيري هاي بهينه و عدم تمركز امور در ستاد‘ كميته هاي پژوهشي نيز در استانها و مركز تربيت مربي راه اندازي شد.

شوراي گسترش آموزش فني و حرفه اي: (technical & vocational training development Council) نهادي است تصميم گيرنده در زمينه هر گونه سرمايه گذاري بر روي آموزش هاي فني و حرفه اي غير رسمي (شامل ايجاد، ارتقاء،تبديل و تكميل مراكز و رشته هاي آموزشي ) و متشكل از معاونين سازمان و دفاتر اجرايي آموزش ‘ برنامه ريزي و آموزشگاههاي فني و حرفه اي آزاد و دفتر بودجه و تشكيلات در سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور كه در اواخر  سال 1382 با مسوليت معاونت پژوهش و توسعه و دبيرخانه اي دفتر برنامه ريزي تشكيل گرديد و در زمينه ايجاد و توسعه مراكز و نيز تجهيز مراكز جديد و نيز تكميل تجهيزات مراكز قديمي تصميم گيري نمود و نتايج درخشاني در برداشت. فعاليت اين شورا از اواسط سال 1384 در سازمان متوقف گرديده است.

طراحي آموزشي : (Training Design)مدل طراحي آموزشي شامل مراحلي است كه بوسيله ديك و كاري 1 چنين مشخص شده است: 1 شناسايي هدف هاي كلي آموزشي 2 اجراي تحليل آموزشي 3 شناسايي رفتار ورودي  و ويژگي هاي آن 4 نوشتن هدف هاي اجرايي يا عملكردي 5 تدوين آزمون هاي ملاك ، مرجع 6 تدوين راهبرهاي تدريس 7 انتخاب و انجام گسترش آموزش 8 طراحي و اجراي ارزشيابي تكويني 9 بازخورد و اصلاح 10 طراحي و اجراي ارزشيابي تراكمي به بياني ديگر؛  (Training Design) طراحي آموزشي، طرح اوليه ايجاد يك تجربه يا عرضه مواد يا الگوئي به گروه مخاطب خاص يا عام است. طراحي آموزشي، يك طرح تفصيلي براي آنچه انجام خواهيد داد، چرا انجام مي دهيد و بهترين شيوه هاي رسيدن به اهداف عيني آموزشي است.

طرح درس: (Lesson Plan) طرح درس داراي تعاريف شناخته شده زير است: 1) طرح درس يك راهنماي آموزشي است كه شامل فهرستي از مراحل آموزش، تاريخ و روش آموزشي، وسايل كمك آموزشي و ساعت آموزش براي رسيدن به هدف هاي آموزشي آن درس يا موضوع مي باشد 2) طرح درس كمك عملي و اقتصادي به الف) تهيه آموزش؛ ب)ثبت آموزش هاي ارائه شده؛ پ) كمك به مربيان آينده است.

فن آوري آموزشي: (Training  Technology) نوعي طرز فكر درباره مواد، اسناد، الگوهاي تشكيلاتي و سيستم هايي كه انسان را در مقابل ماشين و ابزار آموزشي قرار مي دهد يا : طرح سازمان يافته و استقرار يك سيستم فراگيري كه از مزاياي روشهاي جديد ارتباط جمعي، ابزار، وسايل سمعي و بصري، سازمان بندي كلاس درس و روشهاي جديد تدريس، بهره گيري مي كند يا : طراحي، اجرا و ارزيابي نظام يافته تمامي جريان آموزش و يادگيري، همراه با تعيين هدفهاي مشخص تر و نيز استفاده از تجربه و تحقيقات در زمينه هاي يادگيري و ارتباط جمعي و بكارگيري مجموعه اي از منابع انساني و غيرانساني به منظور فراهم آوردن شرايط آموزش برتر و بالاخره: روش منظم طراحي، اجرا و ارزيابي كل فرآيند تدريس و يادگيري با استفاده از هدفهاي مخصوص و بهره گيري از يافته هاي پژوهشي در روانشناسي و ارتباط انساني و بكارگيري تركيبي از منابع انساني وغيرانساني به منظور ايجاد يادگيري مؤثرتر، عميق تر و پايدارتر.

فيلم آموزشي: (Training Film)يكي از فنون آموزشي كارآمد كه اطلاعاتي را كه به طور روشن وبه سادگي با فنون ديگر قابل ارائه نيست را به نمايش مي گذارد.

 

كارآموز: (Trainee) فردي است كه به منظور فراگيري دانش و كسب و ارتقا مهارت شغلي‘ در دوره آموزش فني و حرفه اي معيني شركت مي نمايد. به طور خلاصه كارآموز كسي است كه براي شغلي آموزش مي يابد يا به عبارت ديگر براي فراگرفتن مهارتهاي شغلي تحت يك نظام آموزشي خاص تربيت مي شود. در قانون كار كشور مان كارآموز به كساني گفته مي شود كه «فقط براي فراگرفتن حرفه خاص، بازآموزي يا ارتقاء مهارت براي مدت معين در مركز كارآموزي يا آموزشگاههاي آزاد آموزش مي بينند». همچنين به افرادي كه به موجب قرارداد كارآموزي به منظور فراگرفتن حرفه اي خاص، براي مدت معين كه زائد بر سه سال نباشد در كارگاهي معين به كارآموزي توام با كار اشتغال دارند، گفته مي شود، مشروط بر آنكه سن آنها از 15 سال كمتر نبوده و از 18 سال بيشتر نباشد.(مطابق ماده 112 قانون كار).

كارآموزي پودماني: (Mudolar Training) شكلي از كارآموزي شامل دوره هاي متناوب از آموزش در يك مركز آموزشي را كارآموزي پودماني گويند. اين نوع كارآموزي ممكن است بر اساس برنامه تعليماتي يا برنامه آموزشي منجر به يك دوره كامل گردد.

كارآموزي: (Training) آموزش و تعليم دادن به يك فرد به منظور رساندن او به استاندارد مطلوب در شغل يا حرفه مورد نظر را كارآموزي گويند. كارآموزي به معناي هر نوع نظامي است كه در آن از طريق بستن قرار دادمتعهد مي شود كه فرد جواني را استخدام نمايد و او را آموزش دهد كه در طي جريان آن، كارآموز موظف باشد براي كارفرما كار كند و كارآموزي به معناي آموزش يك هنر، حرفه يا پيشه، تحت يك قرارداد قانوني است كه ارتباط بين كارفرما و كارآموز و مدت و شرايط آن را تعيين مي كند. سابقه تاريخي كارآموزي، به مصر «بابي لون» (Babylon) مي رسد. از اين نظر اين سابقه را به كارآموزي نسبت مي دهيم كه در آنجا آموزش پيشه سازمان يافته بوده است يعني از روابط فردي كه در نظام استاد-شاگردي معمول بوده خارج شده و تربيت پيشه ور به اندازه مناسب صورت مي گرفته است.با رشد تكنولوژي و پيچيده شدن دستگاهها نياز به مهارت براي كار با اين دستگاهها كاملا محسوس گرديد و به همين دليل برنامه هاي كارآموزي در بسياري از كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه شكل گرفت و معمولا برنامه كارآموزي به خاطر احتساب آن به عنوان خدمات اجتماعي از طرف حكومت ها تحت نظر دولت ها و اتحاديه هاي كارگري و كارفرمائي قرار گرفت كه تا كنون نيز ادامه دارد

كارگاه آموزشي: (Training Workshop) مكاني است كه براي اجراي برنامه هاي آموزش فني و حرفه اي تجهيز شده است و كارآموزان در آن مهارتهاي لازم را بر اساس استانداردهاي مصوب كسب مي نمايند. از ديدگاهي ديگر كار گاه آموزشي موقت مربوط به گردهمايي ها‘ ديدار كاري است كه شركت كنندگان فعالانه درآن مشاركت دارند. در كارگاه، شركت كنندگان آگاهي جديد مي يابند و آن را به كار مربوط مي كنند، يك كارگاه موثر زماني پديد مي آيد كه از ديدگاه شركت كنندگان عملي و مرتبط با فعاليتهايشان باشد و خود كارگاه نيز براي موضوع مورد نظر بر پا شده و بر روي آن متمركز باشد. كارگاه آموزشي را مي توان از يك جلسه چندين ساعته تا چندين جلسه در يك دوره چند روزه برقرار كرد((هشام الطالب، 82).

كارگر ساده: (Unskilled Worker) كارگر ساده كارگري است كه فاقد هر گونه مهارت بوده و كاري را كه انجام مي دهد نياز به آموزش و كسب تجربه نداشته باشد.كاركناني كه شغل مورد تصدي آنان در خط توليد نياز به تعليم و كسب تجربه ندارند. مانند بارگيران .(البته لازم به ذكر است اعتقاد به اينكه هر نوع كاري و در هر سطحي نياز به آموزش دارد؛ تعريف مربوط به كارگر ساده را نقض مي كند.)

كارگر ماهر: (Skilled Worker) به فردي كه دوره آموزش فني و حرفه اي را در درجات مهارتي طي كرده و بعد از احراز شرايط به كسب گواهينامه مهارت نايل شده‘ كارگر ماهر گفته مي شود. يا كارگر ماهر كارگري است كه با داشتن اطلاعات فني و تجربه كار توانايي انجام دادن يك يا چند وظيفه را در شغل معيني داشته باشد؛كارگران ماهرخط توليد نيز كاركناني هستندكه به اعتبار دانش فني و تجربه اي كه كسب كرده اند، توانايي انجام يك قسمت از كار فني خط توليد را داشته باشند، مانند مهندسان ، تكنسينهاي فني، استادكاران، سركارگران ، كارگران ماهر ، تعميركاران و اپراتورها.

كارگر نيمه ماهر: (Semiskilled Worker) كارگراني كه يك دوره آموزشي كوتاه تر از يك دوره كارآموزي كامل براي يك شغل را گذرانده باشند. يا كارگراني كه فقط قسمت محدودي از كار را ياد گرفته باشند كارگر نيمه ماهر ناميده مي شوند. به عبارت ديگر كارگر نيمه ماهر كارگري است كه توانايي او از يك كارگر ساده بيشتر و از يك كارگر ماهر كمتر باشد.

كنوانسيون توسعه منابع انساني: (Human resource development convention) كنفرانس عمومي سازمان بين المللي كار (ILO)‘ در شصتمين نشست خود در تاريخ 4 ژوئن 1970 ميلادي (برابر چهاردهم خردادماه 1349 هجري شمسي) در رابطه با توسعه منابع انساني (راهنماي شغلي و آموزش حرفه اي) تصميم گيري كرد و مقرر نمود پيشنهادهاي مذكور به صورت كنوانسيون بين المللي درآيد و روز بيست و سوم ژوئن 1975 ميلادي (برابر دوم تيرماه 1354 هجري شمسي) را به عنوان روز كنوانسيون توسعه منابع انساني تعيين كرد. بنابراين تصميم هريك از اعضا نسبت به اتخاذ سياست هاي جامع و هماهنگ و همچنين تدوين و تنظيم برنامه هاي راهنمايي شغلي و آموزش حرفه اي‘ در ارتباط نزديك با اشتغال‘ به ويژه از طريق خدمات اشتغال عمومي اقدام خواهد نمود. اين سياست ها و برنامه ها با در نظر گرفتن موارد زير خواهد بود: الف- نيازهاي اشتغال‘ فرصت ها و مسائل در سطح ملي و منطقه اي ب – در عرصه و سطوح توسعه اقتصادي‘ اجتماعي و فرهنگي و .... ج – روابط بين توسعه منابع انساني و ساير اهداف اقتصادي‘ اجتماعي و فرهنگي .  سياست ها و برنامه هاي عنوان شده از طريق روش هاي متناسب با شرايط ملي تدوين و براي بهبود و ارتقاي آگاهي و توانايي افراد اتخاذ ‘ طراحي و پيگيري خواهد شد. اين سياست ها و برنامه ها به منظور تشويق و توانمند ساختن همه مردم‘ بر پايه برابري و بدون هر نوع تبعيض اتخاذ خواهد شد تا ظرفيت هاي خود را براي انجام كار در راستاي كسب منافع بيشتر و مطابق با ميل خويش‘ با توجه به نيازهاي جامعه توسعه داده و مرد استفاده قرار مي گيرند. ايران در آذرماه سال 1385 به عضويت كنوانسيون توسعه منابع انساني درآمد.

گروههاي برنامه ريزي درسي : () تشكل هايي به تعداد گروه رشته هاي  آموزشي در سازمان مي باشند‘ كه در زير مجموعه دفتر پژوهش با تركيب هر گروه حدود 7 عضو شامل: كارشناس مربوطه به عنوان دبير گروه و استاد مربي رشته‘ نماينده صنف يا صنعت و استاد دانشگاه و  ... به منظور شناسايي مشاغل و تهيه برنامه هاي درسي و استانداردهاي مهارت و آموزشي مربوطه فعاليت مي نمايند.  

گواهي نامه مهارت پايان دوره: (Certificate) عنوان اختصاري گواهينامه مهارت آموزش فني و حرفه اي است كه بر اساس ضوابط ارزشيابي مهارت كارآموزان و نيروي كار توسط سازمان صادر مي گردد. به گواهي هاي صلاحيت كه پس از اخذ آزمون مهارت علمي و عملي به افراد اعطاء مي گردد را گواهينامه گويند.

المپياد جهاني مهارت فني: (Wordskills Competition)  در سال 1946 يك نياز شديد جهت تعيين سطح مهارت كارگران و ارتقاء آن در كشور اسپانيا از طرف آقاي آنتونيوايلولااولاسو (Mr.Atonio Elola Olaso) رئيس سازمان جوانان احساس شد. ايشان براين اعتقاد بودند كه بايد جوانان، معلمان، مربيان و كارگران را بايد متقاعد نمود كه آينده شغلي آنان به كسب هر چه بيشتر مهارتهاي فني بستگي دارد و با جديت بايد دنبال شود. و بدين ترتيب بعد از جنگ جهاني دوم در سال 1950 اولين المپياد مهارت حرفه اي در بين تنها دو كشور اسپانيا و پرتغال با شركت 24 نفر(12 نفر از هر كشور) در 12 رشته در مركز آموزش «ويرگن دي لا پالوما» مادريد اسپانيا برگزار شد. بدنبال آن دومين المپياد مهارت حرفه اي با دو سال فاصله در همان مركز آموزشي پايتخت اسپانيا در سال 1952 با شركت 16 نفر (8 نفر از هر كشور) بين كشور پرتغال و اسپانيا برگزار شد. از سومين دوره به علت استقبال 5 كشور صنعتي و رو به توسعه وقت (شامل: آلمان، انگلستان، فرانسه، ، سوئيس ) در رقابتها كه بازهم در مادريد اسپانيا برگزار شد. المپياد شكل بين المللي به خود گرفت . در اين دوره تعداد 65 نفر به رقابت نمودند. دوره هاي بعدي المپياد تا  ششمين دوره با افزايش يك كشور به تعداد كشور هاي عضو در بين سالهاي 1955تا 1957 كه ساليانه برگزاري مي گرديد همه در كشور اسپانيا و از هفتمين دوره  كه با شركت 10 كشور در آگوست 1958 در انستيتو هنرها و تجارت بروكسل بلژيگ با شركت 144 نفر برگزار شد مكان مسابقات در كشورهاي مختلف برگزار مي شود.به ترتيب جدول صفحه بعد مي باشد.(جدول شماره يك)كشورمان ايران نيز در سال 1975 ميلادي (1354 شمسي) بنا به تصميم اجلاسيه كميته ملي مسابقات مهارت فني ايران به عضويت سازمان بين المللي آموزش حرفه اي درآمد و در همان سال در بيست ودومين دوره المپياد در بين 16 كشور كه عمدتا كشورهاي صنعتي بودند  در 8 رشته در كشور اسپانيا شركت و به رقابت پرداخت. همچنين در سال 1977 ميلادي (1356 شمسي) در بيست و سومين دوره در كشور هلند  در 10 رشته آموزشي و در سال 1978 ميلادي (1357 شمسي) در بيست و چهارمين المپياد در بوسان كره در 13 رشته شركت نمود. با وقوع انقلاب توقف 21 ساله در شركت در المپياد براي كشور بوجود آمد تا بلاخره با درخواست عضويت در سال 2000 ميلادي (1379 شمسي) ايران مجددا ضمن پذيرش در جمع اعضاء در المپياد 2001 سئول كره شركت نمود و به دنبال آن در المپياد 2003 سنت گالن سوئيس در 6 رشته شركت نمود و برنامه ريزي به منظور شركت در سي و هشتمين دوره در كشور فنلاند (در مقطع گزارش) در حال انجام است.

ماده 17 درآمدي: ()اين ماده در قانون الحاق موادي به قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت مصوب 27/11/1380 كه در جلسه علني روز يكشنبه مورخ پانزدهم آبان ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و چهار مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 25/8/1384 به تأييد شوراي نگهبان رسيده و طي نامه 166380/353 مورخ 29/8/1384 مجلس شوراي اسلامي به رياست جمهوري و متقابلا جهت اجراء به دستگاهها ابلاغ ‌گرديد. متن ماده هفده اشعار مي دارد: «وزارتخانه‌هاي كشور‘ صنايع‘ بازرگاني‘ نفت‘ نيرو‘ مسكن و شهرسازي‘ تعاون‘ راه و ترابري‘ ارتباطات و فناوري اطلاعات و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مجاز هستند از محل اعتبارات مصوب خود و به منظور ارائه آموزش به شاغلين بخشهاي تعاوني و خصوصي مرتبط با حِرَف و مشاغل تحت پوشش خود از طريق عقد قرارداد با سازمان آموزش فني و حرفه‌اي كشور و جهاد دانشگاهي و ساير مؤسسات آموزشي غيردولتي مجاز با هماهنگي سازمان آموزش فني و حرفه‌اي كشور و پرداخت هزينه‌ها اقدام نمايند».

متن درس: (Body Of Lesson) به رئوس مطالب عمده درس اطلاق مي شود. متن درس شامل هدف اجرايي هر دانش پژوه همراه با مطالب پشتيباني كننده مناسب، سوالات و ارتباط مطالب با يكديگر است.

مدير آموزشگاه: (Institute Manager) فردي است حائز شرايط تاسيس موسسه كارآموزي آزاد(آموزشگاه) كه از طرف موسس يا دارنده پروانه تاسيس جهت حضور در آموزشگاه و اداره آن به سازمان معرفي مي شود.

مديران معين : (….maniger) فردي كه داراي شرايط احراز براي كسب عنوان مدير معين بوده و از طرف رياست محترم سازمان جهت پيگيري امور استان يا استانهايي در ستاد و بالعكس تعيين شده است. توجيه وجود اين افراد در سازمان حاصل اين تفكر بود كه :پيگيري مسائل و مشكلات امور استانها در ستاد سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور و طرح معضلات و چالش هاي استان در حوزه ها و دفاتر ستاد سازمان به طور مستمر و نيز ارشاد و راهنمايي استانها در ارتباط با سياست ها و برنامه هاي سازمان‘ نياز به وجود نماينده اي مطلع از استان در ستاد را ضروري مي نمود.  تا مسائل و خواسته هاي ادارات كل استانها و متقابلا انتظارات ستاد از استانها پيگيري گردد. در اين راستا رئيس وقت سازمان (آقاي دكتر كردان) در سال 1384 با طرح ابتكاري تعيين مديران معين استانها در ستاد‘ پيگيري امور ادارات كل در ستاد و نيز بازديد‘ ارزيابي‘ ارشاد و انتقال خواسته هاي ستاد از استانها را به افرادي با عنوان مديران معين محول نمود. اين طرح ضمن ايجاد نمايندگان استاني در ستاد موجب شد همكاري نزديكتري بين ستاد و استانها انجام گيرد و برخي امور استانها كه نياز به پيگيري مستمر از ستاد بود بدون اعزام ماموري براي اينكار‘ موارد لازم توسط مدير معين پيگيري شود. عملكرد صحيح در هدف هاي رفتاري اين طرح نكات مثبت فراواني را براي سازمان به دنبال داشت.

مديريت در مركز آموزشي :Management in training center) ) عبارت است از فرآيندي كه كليه فعاليتهاي افراد و همكار در مركز را در جهت رسيدن به هدفهاي تعليم و تربيت، همسو وهماهنگ نمودو با استفاده صحيح از منابع فيزيكي، مالي و انساني، زمينه هاي مساعد و مناسب را درجهت تحقق هدفها فراهم مي سازد. براي مديريت در مركز آموزشي تعاريف ديگري نيز وجود دارد كه از بيان آنها خودداري مي شود.

مراكز آموزش جوار كارگاهي و بين كارگاهي: (Inplant & Interplant training Centers) اين مراكز به منظور گسترش آموزش هاي فني و حرفه اي و تامين نيروي كار ماهر مورد نياز صنايع مورد استفاده قرار مي گيرد و راه اندازي آموزش در آنها  با نظارت و هدايت  سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور مي باشد. اين مراكز با سرمايه و مشاركت يك يا چند كارگاه (موسسه توليدي) به منظور آموزش كارگران جديدالاستخدام يا افزايش مهارت كارگران شاغل، در محل كارخانه تشكيل مي شود. مراكز جوار كارگاهي از لحاظ تجهيزات آموزشي‘ مستقل از جريان خط توليد بوده و لي مركز آموزش بين كارگاهي در بين دو واحد توليدي به منظور آموزش مهارتهاي شغلي توسط صنايع بزرگ ايجاد مي شود. مراكز آموزش جوار تحت نظارت كارخانه و در قالب استانداردهاي مهارت آموزشي سازمان فعاليت مي نمايند.

مربي: (Trainner) فردي است كه ضمن احراز شرايط مربيگري‘ توانايي انتقال دانش فني به كارآموزان‘ استفاده از تجهيزات كارگاه آموزشي و فناوري و تكنولوژي روز و انجام ارزشيابي طي دوره و پايان دوره را مطابق با استاندارد هاي مهارت و آموزشي داشته باشد. طبقه بندي مربيان به صورت كمك مربي‘ مربي‘ سرمربي‘ مربي ارشد و استاد مربي مي باشد..مربي به بيان ديگر كسي است كه اجراي آموزش و اخذ آزمون پايان دوره كارآموزان را مطابق استانداردهاي مهارتي-آموزشي بر عهده دارد.يا به عبارتي ديگر فردي است كه وظايفي مانند تهيه و اجرا و ارزيابي آموزش انفرادي و گروهي را به عهده دارد. مربي مي تواند داراي درجات و طبقه بندي هايي باشد از جمله كمك مربي، مربي، سر مربي، مربي ارشد، استاد مربي. در بياني ديگر (Tranner) بر اساس تعريف سازماني شخصي است كه توانايي بوجود آوردن فن و حرفه براي اشخاص فاقد تخصص و افزايش مهارت براي افراد آموزش ديده را بر اساس استانداردهاي مهارت و آموزشي از قبل تعيين شده در كارگاههاي آموزشي داشته باشد.

مركز آموزش فني و حرفه اي: (Technical and vovational Training Center) فضاي آموزشي است  شامل كارگاههاي آموزشي‘ كلاس ها ‘ آزمايشگاه‘ بخش اداري و امكانات جانبي است و بعضا همراه با محوطه باز  كه بر اساس ضوابط ‘ استانداردها و مقررات آموزش و ارتقا مهارت و تخصص براي كارگران شاغل و نيز ايجاد مهارت در افراد متقاضي كار فاقد مهارت و يا كم مهارت را به عهده دارد. .يك مركز آموزش معمولا علاوه بر داشتن كلاس براي دروس تئوري و سوله هاي كارگاهي، داراي  انبار مواد مصرفي و آزمايشگاه، كتابخانه و در برخي نقاط داراي  امكانات شبانه روزي (خوابگاه)، آشپزخانه و  تاسيسات ورزشي ، سالن آزمون و مي باشد.

مركز بين المللي آموزش فني و حرفه اي تورين (Turin) ايتاليا: مركزي است كه توسط سازمان بين المللي كار در سال 1965 در شهر تورين ايتاليا تاسيس گرديدكه درآن دوره هايي براي آموزش كاركنان مديريت، مربيان، كارگران ماهر، مامورين سنديكاها، مديران موسسات كوچك و متوسط، توليد كنندگان تعاوني ها استاد كاران و تكنيسين هاي صنعتي برگزار مي شود .

مركز تربيت مربي كرج : (Karj Instructor Trianing Center) (ITC) مركز آموزشي سازمان است كه به منظور تربيت مربي فني و حرفه اي و يا بازآموزي مربيان مراكز و آموزشگاههاي آزاد استفاده مي شود. تاريخچه : سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور به منظور تامين و تربيت  مربيان مراكز خود و ديگر دستگاهها حسب تقاضا‘ مركزي را تحت عنوان «مركز تربيت مربي» تاسيس نمود.احداث اين مركز در سال 1353 و با همكاري بخش UNDP-[1]ILO [2]  در منطقه حسن آباد كرج شروع شد. با وقوع انقلاب اسلامي طرح احداث متوقف شد ولي در سال 1359 مطالعه مجدد طرح آغاز و فعاليت هاي ساختماني آن ادامه يافت و به منظور تسريع و كمك به پي گيري امور احداث و تكميل ساختمان مركز‘ تعدادي از مربيان و كارشناسان  انستيتو تربيت مربيان فني و حرفه اي تجريش تهران  به آن مكان منتقل شدند. در سال 1360 مذاكره مجددي با ILO به منظور تامين قسمتي از تجهيزات كارگاهها و آزمايشگاههاي مركز صورت گرفت و قسمت عمده تجهيزات تامين شد. در سال 1362 فعاليت آزمايشي بخش آموزش ماشين ابزار آغاز شد و در سال 1363 با 5 بخش شامل: برق‘ اتومكانيك‘ صنايع چوب‘ جوشكاري و ماشين ابزار به صورت رسمي افتتاح شد.متعاقب آن در سال 1365 بخش تاسيسات حرارتي و برودتي به مجموعه بخش ها اضافه شد. در سال 1369 اجراي اولين دوره آموزشي ويژه فراگيران معرفي شده از ساير دستگاهها  و صنايع و بدنبال آن در سال 1370 اولين دوره كارداني فني – كاربردي تربيت مربي و در سال 1372 دومين دوره و در سال 1375 سومين دوره آن به منظور تامين بخشي از نيروهاي آموزشي سازمان شروع گرديد. در كنار ساير آموزش ها اجراي اولين دوره كارداني فني آموزشكده فني صنايع ايران بر اساس تفاهم نامه آموزشي و آموزش كارآموزان كشور افغانستان در سال 1373 و كارآموزان لبنان و تاجيكستان در سال 1374 انجام گرديد. از ديگر فعاليت هاي مهم مركز تربيت مربي مي توان به اجراي دو دوره كارشناسي تربيت مربي در سالهاي 1376 و 1378‘ آموزش بدو خدمت مربيان جديد الاستخدام ‘سرباز مربيان و بازآموزي مستمر مربيان  سازمان اشاره نمود. اين مركز از مراكز منحصر به فرد سازمان و كشور از نظر فضاي آموزشي (توپولوژي)‘ دپارتمان هاي تخصصي‘ تجهيزات‘ امكانات رفاهي -ورزشي و جانبي مي باشد. تنوع بخش هاي آموزشي آن علاوه بر 6 بخش فوق الاشاره شامل:بخش هاي الكترونيك‘ آزمايشگاه ها‘ هيدروليك و پنوماتيك‘ ماشين آلات كشاوزي‘ريخته گري‘ نقشه كشي‘ پداگوژي و تعليمات سرپرستي‘ تكنولوژي آموزشي ‘  IT  و زبان هاي خارجي كه مشتمل بر 16  بخش آموزشي و امكاناتي شامل: سالن اجتماعات‘ كتابخانه ‘ غذاخوري‘ خوابگاهها‘ درمانگاه‘ مسجد‘ خانه هاي سازماني‘ زمين ورزشي‘ تعاوني مصرف و نانوايي مي باشد. اين مركز تلاش دارد همچنان با بكارگيري دانش و فن آوري جديد آموزش هاي خود را به روز نگه دارد.

مركز توسعه آموزشهاي حرفه اي اروپا: (Cedefop) مخفف عبارتي فرانسوي است به معناي ‹‹ مركز اروپايي توسعه آموزشهاي حرفه اي››مركز توسعه آموزشهاي حرفه اي اروپا در سال 1975 تأسيس شد و هدف آن كمك به ارتقاء و توسعه تحصيل و آموزشهاي حرفه اي در اتحاديه اروپا است. اين مركز مرجع اتحاديه اروپا براي تحصيل و آموزشهاي حرفه اي است. Cedefop يكي از نخستين نهادهاي تخصصي غير متمركز بود كه با هدف تأمين علم و دانش فني در حوزه هاي خاص و گسترش تبادل فكر بين شركاي اروپايي تشکیل شد.فعاليتهاي cedefop :گردآوردي مطالب برگزيده و تجزيه و تحليل آنها ‘كمك به توسعه و همكاريهاي تحقيقاتي ‘گردآوري و توزيع اطلاعات ‘تشويق به اتخاذ رويكردهاي مشترك در مورد مشكلات تحصيل و آموزش حرفه اي ‘ايجاد بستري براي بحث و تبادل نظر.

مركز سنجش مهارت: (Skill Assessment Center) فضاي آموزشي است  شامل كارگاههاي آموزشي‘ كلاس ها ‘ آزمايشگاه‘ بخش اداري و امكانات جانبي است و بعضا همراه با محوطه باز  كه بر اساس ضوابط ‘ استانداردها و مقررات آموزش برگزاري آزمون هاي تئوري و عملي و ارزشيابي هاي مهارت از كارآموزان و نيروي كار شاغل در آن انجام مي شود. .يك مركز سنجش مهارت معمولا علاوه بر داشتن كارگاه‘ آزمايشگاه ‘ كلاس‘   انبار مواد مصرفي ، داراي امكانات شبانه روزي‘ كتابخانه و  تاسيسات ورزشي و مي باشد. ايجاد اين مراكز از سال 1384 در سازمان آغاز شد.

مسابقات مهارت فني ايران: (Iranskills Competition) با توجه به تاثير مسابقات فني در ارتقاء سطح مهارت فني كارگران و جوانان صنعتگر و ارتقاء جايگاه و منزلت شغلي آنان در كشورمان نيز به مانند كشورهاي پيشرفته در سال 1350 نخستين دوره مسابقات فني در بين كارگران ماهر در 12 رشته و با شركت 500 نفر از كل كشور برگزار گرديد. و از آن سال تا سال 1354 اين مسابقات هر ساله برگزار مي گرديد تا بلاخره با تصميم اجلاسيه كميته ملي مسابقات مهارت فني اقدامات لازم به منظور درخواست عضويت ايران در سازمان بين المللي آموزش حرفه اي انجام و در همان سال نيز در اين المپياد با اعزام 8 نفر شركت نمود. با وقوع انقلاب در كشورمان و مشكلات ناشي از جنگ اجراي اين مسابقات را با ركود همراه نمود و لي پس از گذشت 15 سال اين مسابقات مجددا در ابعاد محدود داخلي در سازمان شروع گرديد. تا بلاخره در شهريور سال 1378 ششمين دوره اين مسابقات با تبليغي گسترده و با شركت 426 نفر از برگزيده شدگان استاني در 32 رشته فني و خدماتي (كه 163 نفر از اين برگزيده شدگان زنان كه در 12 رشته رقابت داشتند) برگزار شد.در تير ماه 1379 نيز موفق به برگزاري هفتمين دوره اين مسابقات در سطح 28 استان و اداره كل كرج شد كه در آن 6000 شركت كننده رقابت داشتند شد از اين تعداد 369 نفر موفق به كسب رتبه هاي برتر در 35 رشته شدند (از اين تعداد 111 نفر از زنان بودند )  كه با برگزاري مسابقات در سطح ملي در نمايشگاه دائمي تهران تعداد 101 نفر (79 مرد و 22 زن) موفق به كسب مدال طلا گرديدند.اين مسابقات در سالهاي 1380، 1381‘ 1382‘ 1383 ‘ 1384 و 1385 نيز برگزار شد.تمهيدات لازم براي برگزاري مسابقات سال 1386 با رويكرد جهاني در حال انجام است.

منابع آموزشي: (Training Resources) منابع آموزشي عبارتند از: منابعي كه (منابع انساني، مادي، مالي ، زمان و مدارك و مستندات ) براي اجرا و پشتيباني آموزش به كار برده مي شود.

مهارت درجه 1: (Skill level 1) برابر استانداردهاي تهيه شده در سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور‘ به كارآموزاني كه علاقمند به ادامه دوره هاي آموزشي هستند‘ با در دست داشتن گواهينامه آموزش فني و حرفه اي مهارت درجه 2 آموزشهايي ارائه مي شود كه پس از پايان دوره و موفقيت در آزمون به دريافت گواهينامه نايل مي گردند و نيروي كار درجه 1 شناخته مي شوند كه بر اساس نياز آموزشي هر حرفه‘ طول دوره و حداقل مدرك تحصيلي‘ متغير مي باشد.

مهارت درجه 2 : (Skill level 2) برابر استانداردهاي تهيه شده در سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور‘ آموزشهايي به كارآموزان مبتدي ارائه مي شودكه پس از پايان دوره آموزشي و موفقيت در آزمون مربوطه به دريافت گواهينامه نايل مي گردند و نيروي كار درجه 2 شناخته مي شوند كه بر اساس نياز آموزشي هر حرفه‘ طول دوره و حداقل مدرك تحصيلي‘ متغير مي باشد.

مهارت درجه ممتاز: (High skills level) مهارت درجه ممتاز به فردي اعطا مي شود كه شايستگي هاي كامل يك مهارت شغلي و چند مهارت جنبي براي غني سازي شغلي را فرا گرفته باشد. دوره آموزشي مهارت درجه ممتاز به تربيت كارگر ماهري مي پردازد كه به اعتبار دانش فني و تجربه اي كه كسب كرده است‘ توانايي انجام دادن يك يا چند وظيفه را در شغل معين و كارهاي فني دارد و آموزشهاي بلند مدت فعلي (آموزش هيجده ماه) از جمله اين درجه از مهارتهاست. اين آموزشها بر اساس موافقتنامه بين سازمان و اتحاديه صنايع فدرال آلمان كه در سال 1364 به امضا رسيده‘ به افراد علاقمند واجد شرايط‘ به مدت 18 ماه آموزش تخصصي (2800 ساعت) برابر استانداردهاي مصوب‘ داده مي شود و افرادي كه اين دوره آموزشي را با موفقيت طي نمايند‘ به عنوان نيروي كار ماهر با درجه ممتاز‘ شناخته مي شوند. حداقل مدرك تحصيلي ديپلم در رشته هاي فني و رياضي و فيزيك و دارا بودن كارت پايان خدمت براي شركت در اين دوره ها ضروري است.

مهارت: (Skill) عبارت از مجموعه  اطلاعات نظري و توانايي هاي عملي لازم براي انجام يك حرفه معين يا بخشي از آن است. يعني رسيدن به حد شايستگي در هر كار و وظيفه، به بياني ديگر مهارت يعني توانائي فرد به منظور اين كه معلومات اش را به طور موثر به كار برد. مهارتها ممكن است دستي (انجام شونده با دست) يا ذهني باشد.

موسس آموزشگاه فني و حرفه اي آزاد: (Private Technical & Vocational Instituted …..) موسس آموزشگاه فني و حرفه اي آزاد شخص حقيقي يا حقوقي است كه پس از طي مراحل ذكر شده در آئين نامه نحوه تشكيل و اداره آموزشگاههاي فني و حرفه اي آزاد سازمان پروانه تاسيس آموزشگاه دريافت مي نمايد. اين شخص (حقيقي يا حقوقي) نمي تواند مديريت آموزشگاه را به عهده داشته باشد و تنها در حد يك سرمايه گذار براي سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور شناخته شده است بنابراين براي مديريت آموزشگاه نياز به فردي دارد كه داراي كارت مديريت آموزشگاهي از سازمان مذكور را داشته باشد.

نظام  دوگانه آموزشي (نظام آموزشي دوآل): (Training Dual System) تلفيق آموزش فني و حرفه اي و مهارت آموزي مبتني بر كار با مهارت هاي بيشتري كه افراد در مراكز آموزشي مربوط كسب مي كنند، به بيان ديگر آموزش مطالب نظري در مراكز آموزشي و يادگيري هاي عملي در كارخانه صورت ميگيرد.اين شكل از كارآموزي در مقايسه با حرفه آموزي صرفا مبتني بر كار، مزيت بيشتري دارد. به علاوه، كيفيت اين نوع كارآموزي كاملا با علايق كارفرمايان و سازمان هاي آنان در تامين مالي آن و در تعيين استانداردها و گواهي نامه ها و پي گيري فعالانه پيشرفت فعاليت ها ارتباط كارساز دارد. بخش اصلي آموزش و تربيت حرفه اي را در آلمان نظام دوگانه تشكيل مي دهد ( معمولا سه سال كارآموزي در شركت ها يا ديگر محل هاي كار همراه  با هفته اي يك يا دو روز حضور در مراكز و مدارس حرفه اي). روش آموزش كارآموزي كه معرف سبك توليد و يادگيري دوره پيش از صنعتي شدن است در جريان صنعتي شدن اكثر كشورها رو به زوال نهاد (يا حداكثر در بخش رو به زوال صنعتگري باقي ماند). چنين پديده اي در نيمه دوم قرن نوزدهم در آلمان هم اتفاق افتاد. در دهه 1870 اقتصاددانان آلماني در مورد زوال مهارت ها كه بر اثر تقسيم نيروي كار در سبك توليد صنعتي به وجود آمد، ابراز نگراني مي كردند. آنها از كارآموزي در صنعت حمايت مي كردند چرا كه كارآموزي امكان پرورش جامع تر مهارت ها، نگرش ها و تعهد كاري را فراهم مي ساخت. در طول قرن بيستم، انديشمندان و متخصصان آموزش حرفه اي آلمان، فكر مزبور را به عنوان يك مسلك (= ايدئولوژي ) پذيرفتند و آن را بيشتر بسط دادند(Stratmann & Schlosser 1990). دومين منشاء نظام دوگانه، منشاء سياسي بود. در آغاز قرن نوزدهم، حكومت سلطنتي آلمان در مورد آموزش سياسي جوانان طبقه كارگر نگران بود و مي خواست مانع پيروي آن ها از عقايد سوسياليستي شود. فراخواني عمومي جهت ارائه پيشنهادهايي در مورد اين مساله مطرح گرديد و جايزه نخست به مدير يك مدرسه حرفه اي در ايالت باواريا (Bavaria) اعطا گرديد (Kerschensteiner 1901). وي راه حل جالبي ارائه كرد: مهارت آموزي حرفه اي را به عنوان ابزاري جهت آموزش سياسي پيشنهاد مي كرد. طبقه كارگر آينده مي بايست بر اساس جايگاه خود در جامعه پيش از بر قراري مردم سالاري، در محيط كار تحت آموزش قرار مي گرفتند. اين امر به طور كامل با سنت آلماني مطابقت داشت و از همان موقع شروع و ادامه دارد. آموزش و تربيت حرفه اي آلمان در بيش تر كشورهاي در حال توسعه متقاصي زيادي داشته است بدان سبب كه موفقيت اقتصادي آلمان با نظام ويژه توسعه منابع انساني پيوند يافته است. اما شرايط خاص آلمان به ندرت در كشورهاي در حال توسعه يافت مي گردد.نظام آموزش حرفه اي آلمان به عنوان مبنايي براي كارآموزي، پاي بندي جدي كارفرمايان به تعليم كارآموزان، وجود شركت هاي پررونق كه قادرند بخش عمده هزينه ها را تقبل كنند و اتخاذ سياست كاملا محدود كننده در قبال مدارس و مراكز آموزش حرفه اي تمام وقت را دارد كه اين شرايط در كشورهاي در حال توسعه اتفاق نمي افتد.(مقاله آموزش و تربيت حرفه اي در آلمان: ابعاد ملي و بين المللي نوشته و. بوهم V.Boehm ترجمه خانم ندا مافي نژاد)

نظام آموزش فني و حرفه اي غيررسمي: (Uninformal Vocational & Technical Training system) مجموعه اي بهم پيوسته از اهداف، ساختار، محتوا، روش، مديريت و منابع آموزش فني و حرفه اي غيررسمي كشور مي باشد كه مكمل نظام آموزش رسمي، ارائه مي گردد. اين نظام بخش سوم از كل نظام آموزش كشور است كه بخش اول آن نظام آموزش عمومي كه وزارت آموزش و پرورش متولي آن است و بخش دوم نظام آموزش عالي است كه وزارت خانه هاي علوم‘ تحقيقات و فناوري با همكاري بخش غيردولتي متولي آن است و بلاخره بخش سوم كه نظام آموزش غيررسمي و كوتاه مدت سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور با همكاري ساير دستگاهها متولي آن محسوب مي شود.

نظام آموزش و پرورش: (Edjucation & Training System) الگوي كلي نهادها، مؤسسات و سازمانهاي رسمي جامعه كه وظايف انتقال فرهنگ و شكوفاسازي آن، پرورش همه جانبه فرد و تربيت نيروي انساني ماهر و متخصص را برعهده دارند، اصطلاحا نظام آموزش و پرورش ناميده مي شود (علاقه بند، علي)

نفر-ساعت : (Man- hour) حاصلضرب تعداد افراد  در ميانگين ساعات  انجام شده در يك مقطع زماني . نفر – ساعت يكي از شاخص هاي عملكرد در آموزش هاي فني و حرفه اي سازمان مي باشد كه در محاسبات علمي بيشتر از شاخص نفر – دوره اعتبار دارد.

هدف هاي آموزشي: (Training Objective) شرحي كه بر حسب عمل بيان مي شود و در آن توانائي هاي افراد يا عناصر را براي اجراي وظايف عمده يا فرعي پس از اتمام يك دوره آموزشي معين مشخص مي نمايد. در آموزش مبتني بر عمل هدف آموزشي شامل يك شرح سه قسمتي است كه در آن وظايف انفرادي يا سازماني، شرايط اجراي آن و وظايف و معيارهاي آموزشي و ارزيابي كه براي حداقل تخصص و كارآئي لازم مي باشد. ذكر شده است.

هزينه سرانه آموزشي: (Per-Unit/Unit Cost)مجموعه مخارجي كه در يك سال يا دوره تحصيلي براي كارآموز در نظام آموزشي مصرف مي شود.

اينونت (شرکت سهامی برای بازآموزی و توسعه بین المللی با مسئولیت محدود) (Inwent)اینونت سازمانی غیرانتفاعی برای همکاری بین اللملی در حوزه آموزش حرفه ای كشور آلمان  است. این شرکت با ادغام شرکت کارل دویسبورگ و بنیاد توسعه بین المللی آلمان ایجاد شده و به تجربیات طولانی مدت در سطح جهانی متکی است. برنامه های عملی این سازمان برای نیروهای تخصصی و مدیریتی و نیز صاحیان تصمیم در حوزه های اقتصادی، سیاسی، اداری و جامعه مدنی در تمام کشورها تدوین می شود.در چارچوب اینونت، شرکت کارل دویسبورگ در زمینه بازآموزی و گسترش نیروی کار مسئولیت دارد. این شرکت در یک شبکه همکاری با شرکای داخلی و خارجی خود در سطح جهانی، برنامه های آموزشی، مبادلات و آموزش زبان اجرا می کند.افزون بر این، اینونت برنامه های آموزشی و گفتمان بنیاد توسعه بین المللی آلمان را نیز ادامه می دهد. در این مورد اینونت از طرف دولت آلمان، کشورهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین را در زمینه های زیر مورد حمایت فرار می دهد:آموزش و پرورش ‘بهداشت ‘مدیریت دولتی ‘سیاست های بین المللی اقتصادی، مالی و اجتماعی ‘آموزش حرفه ای صنفی ‘منابع تغذیه ‘توسعه روستایی و محیط زیست و  روزنامه نگاری 

 

 


 

 

-          IVTO History , Collaborators, All IVTO Technical and Official Delegates.

 

   -        سالنامه آماري سال 1381 كشور، انتشارات مركز آمار ايران

   -        عماد زاده، مصطفي. (1379). مباحثي از اقتصاد آموزش و پرورش، اصفهان:انتشارات جهاد دانشگاهي

   -        قانون كار جمهوري اسلامي مصوب آبان ماه 1369

           -       سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور. (1379).آيين نامه نحوه تشكيل و اداره آموزشگاههاي فني و حرفه اي آزاد.تهران         انتشارت                  سازمان.

           -       سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور.(1381). تقويم آموزشي‘(جلد اول)

           -       عبدالحسين نفيسي و گروه پژوهشي آموزش هاي فني و حرفه اي ، دانشنامه اقتصاد آموزش و پرورش (جلد چهارم)، 1382

   -       ملك‘ سعداله.(1380).مجموعه قوانين و تصويبنامه ها ، (چاپ دوم). تهران: انتشارات سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور .

-     اصول مديريت آموزشي تأليف دكتر علي علاقه بند، از انتشارات متون درسي دانشگاه پيام نور ص12

-              ابراهيمي، علي.(1377). برنامه ريزي درسي(راهبردهاي نوين).تهران: انتشارات فكر نو

-    ابطهي‘ حسين (1373)‘ آموزش و بهسازي منابع انساني‘ موسسه مطالعات و برنامه ريزي آموزشي سازمان گسترش‘ چاپ دوم. تهران: نشر موسسه

-            آشنايي با مراكز كارآموزي جوار كارگاهي، انتشارات سازمان آموزش فني و حرفه اي

-         تقي پور، علي.(13..). برنامه ريزي آموزشي و درسي .    :  انتشارات

-         دارالفنون 159 ساله شد‘ روزنامه شرق ‘ شماره 728‘ چهارشنبه 16 فروردين 1385

-        دكتر جعفر نژاد‘ احمد و فاريابي باسمنج، محمد.(1378). مفاهيم اساسي مديريت توليد و عمليات. تهران:  انتشارات صفار.

-         دكتر حقيقي‘ محمد علي و رعنايي، حبيب اله.(1376). بهره وري نيروي انساني (ارزشيابي عملكرد كاركنان)، تهران: انتشارات ترمه

-              طوسي‘ محمد علي و  صائبي‘محمد.(1378). تهران: مديريت منابع انساني، انتشارات مركز مديريت دولتي.

-    كتاب موسسات آموزش عالي علمي –كاربردي‘ ناشر: دبيرخانه شوراي عالي آموزش هاي علمي – كاربردي‘ 1373 تهران‘ چاپ اول

-        كوثري، ناصر.(1382). پداگوژي (برنامه ريزي، اجرا و ارزشيابي آموزش هاي فني و حرفه اي). تهران: انتشارت آيلار

-    گروه مشاوران يونسكو‘ ترجمه دكتر فريده مشايخ‘ فرآيند برنامه ريزي آموزشي‘ چاپ يازدهم‘ 1381‘ انتشارات مدرسه برهان

-    منصورنيا‘ حميد ‘ خادمي اقدم ‘ صمد‘ راهنماي برنامه ريزي درسي مهارت محور‘ سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور‘ تهران‘ چاپ اول زمستان 1384

-             موسوي جهرمي، يگانه. (1379).توسعه اقتصادي و برنامه ريزي. تهران:  انتشارات دانشگاه پيام نور.

-        مينويي، مجتبي.(1372). فرهنگ اصطلاحات كار و تامين اجتماعي. تهران:  انتشارات موسسه كار و تامين اجتماعي.

-        نصرتيه، غلامرضا.(1380). مديريت مراكز آموزش فني و حرفه اي . تهران:  انتشارات سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور.

-    هشام الطالب، ترجمه سيد علي محمد رفعيعي ،؟ مقاله روش هاي آموزش كاركنان ، مجله توسعه مديريت ارديبهشت 82

-         هومن‘ حيدر علي(1378)‘ راهنماي تدوين گزارش پژوهشي‘ رساله و پايان نامه تحصيلي‘ چاپ اول ‘ نشر پارسا

-         قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت مصوب 1380

 



(4)

(2) دكتر مشايخ، فريده، ترجمه، گروه مشاوران يونسكو، فرآيند برنامه ريزي آموزشي، انتشارات مدرسه، چاپ نهم 1379

1 الكساندر وسيلور

2 دكتر شريعتمداري ، علي ، كتاب جامعه و تعليم و تربيت (اصول و مباني برنامه برنامه ريزي درسي)

(1) دكتر علي تقي پور ظهير

1 .Dick and Carey

[1] UNDP- United Nations Development Program

[2] ILO- International Labor Organization