بنده خدایی در سال 1388 در جمعی از بزرگان، بیانات شرینی داشتند:

 پس از کشورهای چین و مالزی ، جمهوری اسلامی ایران در موقعیت مطلوبی از نظرآْموزش مهارتی قرار دارد

وی اضافه کرده بود: برای تحول در نظام آموزش فنی و حرفه ای باید یکپارچه سازی ، مشارکت صاحبان صنایع ، و تاسیس مراکز پژوهشی انجام شود .
وی به استقرار نظام صلاحیت فنی و حرفه ای در ۱۲۰ کشور جهان اشاره کرد و خواستار تحقق این نظام در کشور شد تولید و افزایش ثروت در هر جامعه ای در گرو کسب آموزش های فنی و حرفه ای است .
 وی اظهار داشت : مهارتهای نرم شامل کار به شکل گروهی ، خلاقیت و نوآوری ، تبلیغات و بازاریابی و استفاده از فضاهای مجازی است که منجر به افزایش کارایی و بهره وری می شود .
وی  با اشاره به پژوهشی که در میان یکهزار شاغل در یکی از کشورهای غربی انجام شده است ، یادآور شد : ۸۸ درصد شاغلان در این بررسی ، موفقیت خود را مرهون مهارت های نرم بوده اند .

آموزش هرچه توسعه یابد کافی نیست و متا سفانه آموزش های مهارت در کشور هنوز بدرستی ساماندهی نشده است .
وی با اشاره به برخی از کشورهای توسعه یافته ، گفت : دراسترالیا برای ۳۰۰ هزار رشته آموزش های مهارتی شکل یافته است.، همچنین در کانادا برای ۷۲ هزار رشته این نوع آموزش ها وجود دارد در حالیکه در ایران فقط برای یکهزار رشته ، آموزش های مهارت وجود دارد .
 وی در خصوص کشور ژاپن گفت : در این کشور صنعت و آموزش های مهارت آنچنان در هم تنیده شده اند که نظام فنی و حرفه ای در بزرگترین صنایع آنها شکل گرفته است .
ایشان تاکید کرد : کشورهایی که توانسته اند، آموز ش های مهارتی خود را ارتقا دهند دارای تولید ناخالص داخلی بالایی هستند. وی گفت : تولید ناخالص داخلی در کشورهای عربستان سعودی ، اردن و آذربایجان بالا است . اما این کشورها از محل تولید و فروش نفت توانسته اند ثروت خود را افزایش دهند .
وی تاکید کرد : ایران باید از لحاظ آموزش های مهارت در رتبه کشورهای توسعه یافته قرار گیرد بطوری که تولید ناخالص ملی باید ۱۰ برابر وضعیت فعلی شود .
وی افزود : هرچه میزان تحصیلات حرفه ای در کشور افزایش یابد بطور یقین بیکاری نیز در کشور کاهش می یابد .
در پایان تاکید کرد : در صورتی که نگاه واحدی در خصوص آموزش های مهارت در کشور شکل بگیرد بطور یقین همکاری و هم افزایی در جامعه افزایش می یابد .
وی بیان اینکه ظرفیت اقتصاد کشور هم اکنون ۴۰۰ میلیارد دلار است گفت : این در حالی است که آلمان با همین جمعیت، ۱۰ برابر ما تولید ناخالص ملی دارد و این به آن معنی است که باید ظرفیت اقتصاد در کشور افزایش یابد .