هیچکس منتظر خواب تو نیست، که به پایان برسد

لحظه ها می آیند، سال ها می گذرند.

و تو در قرن خودت می خوابی!هیچ پروازی نیست، که رساند ما را به فضای دو هزار! و به قرن دگران!

مگر انگیزه و عشق! مگر اندیشه و علم! مگر آئینه و صلح!و تقلّا و تلاش

بخت از آن کسی است

که مناجات کند با کارش

و در اندیشه یک مسئله خوابش ببرد. و کتابش را بگذارد در زیر سرش! و ببیند در خواب

حل یک مسئله را

باز با شادی درگیری یک مسئله بیدار شود. (سروده : مجتبی کاشانی)